جمال الدين محمد الخوانساري

35

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

آن حضرت يك يك از شجاعان كفار را بقتل آورد تا اين كه نصف كفار را آن حضرت بقتل آورد ونصف ديگر را باقي مسلمانان وسه هزار نفر ملائكة كه بمدد ايشان آمده بودند وبا وجود اين علم بدست آن حضرت بود ، ودر جنگ احزاب كمال مبالغه فرمود در كشتن كفار واز آن جمله عمرو بن عبد ود را كه سرآمد شجاعان روزگار بود بقتل آورد ونقل كرده‌اند كه أو از جانب كفار مكرر مبارز طلبيد ومسلمانان امتناع كردند از رفتن بجنگ أو ، وآن حضرت طلب اين مىفرمود كه بمبارزت أو برود ورسول خدا صلى اللّه عليه وآله أو را منع مىفرمود از اين تا ببيند كه مسلمانان چه ميكنند چون ديد كه همه اصرار ميكنند بر امتناع از آن ، اذن داد آن حضرت را وعمامه مبارك خود را بر سر أو گذاشت ودعا كرد از براي أو . واز حذيفة كه از أكابر أصحاب آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله بود نقل كرده‌اند كه گفته : قسم بكسى كه نفس حذيفة در دست اوست هر آينه عمل أو در اين روز بزرگتر بود بحسب اجر از عمل تمام أصحاب محمد صلّى اللّه عليه وآله تا روز قيامت ، ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله فرموده : هر آينه ضربت على بهتر است از عبادت ثقلين يعنى انس وجن ، ودر جنگ خيبر محاصره فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله قلعه ايشان را شانزده روز وعلم بدست مبارك آن حضرت بود ناگاه رمدى عارض شد آن حضرت را ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله علم را بابى بكر تسليم فرمود پس رفت با جماعتى وبرگشتند گريزان وترسناك ، روز ديگر آن را بعمر دادند پس أو هم چنان كرد كه أبو بكر كرده بود ، پس فرمود پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله كه هر آينه تسليم ميكنم فردا علم را بسوى مردى كه دوست مىدارد أو را خدا ورسول أو ودوست مىدارد أو خدا ورسول أو را ، بسيار حمله كننده ناگريزنده ، بياوريد از براي من على را ، پس گفته شد كه رمدى دارد ، پس آب دهن مبارك خود را در چشمهاى أو انداخت وعلم را باو داد وآن حضرت رفت ومرحب را كه صاحب قلعه واز عمدهء شجاعان بود كشت وأصحاب أو گريختند ودرها را بستند وآن حضرت در را گشود واز جا كند وآن را جسرى كرد بر خندق ومسلمانان از آن عبور كردند وفيروزى