جمال الدين محمد الخوانساري
10
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
اگر واقع شود ميان تو وميان دشمن تو قصه كه ببندى بآن قصه صلحى را وبپوشانى آن دشمن را بآن قصه پيمانى پس نگاهدارى كن خود را بوفا كردن بآن ورعايت كن پيمان خود را بامانت وبگردان نفس خود را سپرى ميانه خود وميانهء آنچه بخشيده از پيمان خود « قصه » بمعنى امر وكار است يا حديث وگفتگو ومراد اين است كه هرگاه ميانه تو ودشمن تو امرى روى داده باشد يا سخنى جارى شده باشد كه بآن صلحى بسته باشى با أو وپوشانده باشى أو را بآن پيمانى ، تشبيه شده پيمانى كه باو داده شده باشد بجامه وخلعتى كه باو داده شده باشد ووصف بپوشاندن از آن راه است و « رعايت كن عهد وپيمان خود را بامانت » يعنى اين كه خيانتى در آن نكنى وبهر نحو كه عهد وپيمان كرده بهمان نحو آن را نگاهدارى و « بگردان نفس خود را سپرى » يعنى بگردان نفس خود را مانع از رسيدن آفتى بآن عهد كه تا تو باشى آفتى بآن نرسد مانند سپرى كه حفظ كند كسى را . 3725 ان أحببت سلامة نفسك وستر معايبك فاقلل كلامك وأكثر صمتك يتوفّر فكرك ويستنر قلبك ويسلم النّاس من يدك . اگر دوست دارى تو سلامتى نفس خود را وپوشاندن عيبهاى خود را پس كم كن كلام خود را وبسيار گردان خاموشى خود را تا اين كه بسيار شود فكر تو وروشن شود دل تو وسالم مانند مردم از دست تو . بودن « كم كردن كلام وبسيار گردانيدن خاموشى سبب سلامتى نفس اين كس وپوشاندن عيبهاى أو » ظاهر است ، چه كم است كه در كلام بسيار كلامي نباشد كه مشتمل بر ضررى از براي أو باشد وعيبى از آن در أو ظاهر شود وهمچنين بودن آن « سبب بسيارى فكر وروشنشدن دل أو » زيرا كه هر چند كلام را كم كند وخاموش باشد بيشتر مشغول فكر مىتواند بود پس فكر أو بسيار مىتواند شد وظاهر است كه فكر بسيار سبب روشنى دل ونوراني شدن آن مىشود « وسالمماندن مردم از دست أو » باعتبار اين است كه كلام بسيار كم است كه متضمن