جمال الدين محمد الخوانساري
94
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بسوى شبهه ومتوسل شدن بآن . ودر بعضي نسخهها « 1 » « فدعاؤهم » بدل « فدعاهم » است وبنا بر اين ترجمه اين است كه : واما دشمنان خدا پس خواندن ايشان بسوى آن گمراهى است يعنى خواننده ايشان بسوى آن گمراهى است ، وحاصل هردو يكى است . 3910 انّما العالم من دعاه علمه إلى الورع والتقى والزّهد في عالم الفناء والتولّه بجنّة المأوى . نيست عالم مگر كسى كه بخواند أو را علم أو بورع وپرهيزگارى وبي رغبتي در عالم فنا وشيفته شدن بجنة المأوى . ذكر « پرهيزگارى » بعد از « ورع » تأكيد است و « عالم فنا » يعنى دنيا كه فانى شونده است وآن را بر سبيل مبالغه « فنا » گفتهاند يا باعتبار اين كه محلّ فناست و « جنة المأوى » چنانكه مكرّر مذكور شد نام بهشت است يا نام بهشت خاصي . 3911 انّما الائمّة قوّام اللّه على خلقه وعرفاؤه على عباده ولا يدخل الجنّة إلّا من عرفهم وعرفوه ولا يدخل النّار إلّا من أنكرهم وأنكروه . نيستند امامان مگر بازداشتگان خدا بر خلق أو ، وشناسندگان أو بر بندگان أو ، وداخل نمىشود بهشت را مگر كسى كه بشناسد ايشان را وبشناسند ايشان أو را ، وداخل نمىشود آتش را مگر كسى كه نشناسند ايشان را ونشناسند ايشان أو را . « بازداشتگان خدايند » يعنى جمعىاند كه خدا ايشان را بازداشته بر خلق از براي كارگزارى أمور ايشان وأمير وپيشواى ايشان كرده ، و « شناسندگان اويند » يعنى خدا نصب كرده ايشان را از براي اين كه بشناسند همه بندگان را وگواهى دهند در قيامت از براي مطيعان باطاعت واز براي عاصيان بعصيان . ومراد بشناختن ايشان شناخت
--> ( 1 ) عبارت « ودر بعضي نسخهها » ( تا آخر ) تنها در نسخه كتابخانهء مسجد سپهسالار ضبط شده وگويا همان حاشية سابق الذكر را داخل متن كردهاند واللّه العالم .