جمال الدين محمد الخوانساري
48
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
اوّل كسى كه سوخته شود بآن آتش » يا باعتبار اين است كه كسى خشم را فرو نخورد وخواهد كه انتقام بكشد اوّل أو را طيش سبكى عارض شود وبعد از آن اذيّتى بآن شخص رسد ، ويا باعتبار مرتبه است هر چند در زمان ضرر باو آخر رسد يعنى ضرر آن باو بيشتر باشد از ضرر آن بآن كسى كه خشم بر أو شده أو بحسب مرتبه اوّل سوخته شده واين معنى اگر خشم أو ناحق باشد ظاهر است زيرا كه أو بسبب آن مستحقّ عقاب الهى شود وآن شخص كه خشم بر أو شده ضررى كه باو رسد همان آزارى است كه از آن شخص باو رسد وآن بعذاب الهى چه نسبت تواند داشت با آنكه تلافى وتدارك آن در آن نشأه بر وجه أكمل بشود ، واگر خشم أو ناحق نباشد وآن شخص مستحقّ آزارى كه باو رسد باشد وصاحب خشم در آن معذور باشد پس بودن أو اوّل كسى كه سوخته شود بآن آتش ، شايد باعتبار اين باشد كه اگر خشم را فرو مىخورد وعفو ميكرد مستحقّ ثواب جزيل وثناى جميل مىشد پس آن را از خود فوت كردن بمنزلهء سوختن است بآتش ، وضرر آن باو بيشتر است از ضرر بآن شخص كه خشم بر أو شده ، زيرا كه ضرر باو همان ضررى است كه از آن شخص باو رسيده وآن در جنب فوت ثواب مذكور چندان قدرى ندارد خصوصا اين كه هر گاه مستحقّ آن بوده باعث رفع عقاب أو ويا تخفيف آن گردد پس نفع أو در آن باشد نه نقصان . 1788 العارف من عرف نفسه فأعتقها ونزّهها عن كلّ ما يبعّدها ويوبقها . شناسا كسى است كه بشناسد نفس خود را پس آزاد كند أو را وپاك گرداند أو را از هر چه دور ميكند أو را وهلاك مىگرداند أو را يعنى بشناسد نفس خود را وداند كه چه كرده است از گناهان پس آزاد كند أو را بتوبه وبازگشت وپاك كند أو را از هر چه دور ميكند أو را از درگاه الهى وهلاك مىگرداند أو را در آن نشأه . 1789 الشّهوات اعلال قاتلات وأفضل دوائها اقتناء الصّبر عنها . خواهشها علّتهاست كشنده وأفضل علاج آنها كسب كردن صبر از آنهاست