جمال الدين محمد الخوانساري

47

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

1784 الايمان والحياء مقرونان في قرن ولا يفترقان . ايمان وشرم همراهند در يك رسن وجدا نمىشوند از يكديگر . 1785 الايمان والعلم أخوان توأمان ورفيقان لا يفترقان . ايمان وعلم دو برادر توأمند كه با هم زائيده شده‌اند ودو رفيق‌اند كه جدا نمىشوند از يكديگر ودر بعضي نسخه‌ها « العمل » بدل « العلم » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه ايمان وعمل دو برادر توأمند ودو رفيق‌اند كه جدا نمىشوند از يكديگر واين بنا بر اين كه عمل در ايمان در كار باشد چنانكه قبل از اين مذكور شد ظاهر است وبنا بر مشهور كه در تحقّق أصل ايمان عمل معتبر نيست بلكه كافى است در آن مجرّد تصديق بدل واقرار بزبان محمول مىشود بر ايمان كامل يعنى تصديقي كه در درجهء كمال باشد از عمل جدا نشود . 1786 الايمان شجرة أصلها اليقين وفرعها التّقى ونورها الحياء وثمرها السّخاء . ايمان درختى است كه أصل وبيخ آن يقين است يعنى بأحوال مبدأ ومعاد وشاخ آن پرهيزگارى است وشكوفهء آن شرم است يعنى از خدا وخلق وميوهء آن سخاوت است واز اين عبارت كلام معجز نظام نيز ظاهر مىشود كه پرهيزگارى وعمل جزو ايمان باشد زيرا كه بمنزلهء شاخ درخت شمرده شده كه جزو درخت است وبنا بر مشهور بايد كه حمل شود بر ايمان كامل چنانكه قبل از اين مكرّر مذكور شد . 1787 الغضب نار موقدة ، من كظمه أطفأها ومن أطلقه كان اوّل محترق بها . خشم آتشى است افروخته هر كه فرو خورد آن را خاموش كند آن آتش را ، وهر كه رها كند آن را خواهد بود اوّل كسى كه سوخته شود بآن آتش و « بودن أو