جمال الدين محمد الخوانساري
336
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر گاه گنجايش داشته باشد زبان ، مراد بيان عجز آدمي است واين كه زبان با آنكه پارهء است از أو هرگاه ابا كند از گفتن ونتواند گفت هر چند أو خواهد كه سخن گويد يارى نكند أو را سخن گفتن يعنى نتواند سخن گويد وهر گاه آن گنجايش سخن گفتن داشته باشد وروان باشد انتظار نفرمايد أو را گويائى يعنى هر وقت كه خواهد سخن گويد انتظارى نبايد كشيد از براي آن ، پس همين كافى است دليل بر كمال قدرت حق تعالى كه پارچهء گوشتى جزو آدمي را گاهى چنان خلق كند وگاهى چنين ، فتبارك اللّه أحسن الخالقين . 2774 وانّا لأمراء الكلام فينا تشبّثت فروعه « 1 » وعلينا تهدّلت أغصانه . وبدرستى كه ما اميران وفرمانفرمايان كلاميم در ما پراكنده شده است فرعهاى آن وبر ما آويخته شده شاخهاى آن ، مراد به « ما » آن حضرت وساير ائمّهاند صلوات اللّه وسلامه عليهم أجمعين ومراد به « كلام » قرآن مجيد است كه كلام الهى است وتشبيه شده آن بپادشاهى وايشان بأمراى أو كه أحكام وفرامين أو را جارى سازند ميانهء مردم و « در ما پراكنده شده فرعهاى آن » ( تا آخر ) بيان وجه اختصاص ايشان است باين معنى ، وحاصل آن اين است كه آنچه رسته از آن از فروع يعنى شاخها در ميانهء ما رسته از آن وپراكنده شده بأطراف و « بر ما آويخته آنچه آويخته وسرازير شده شاخهاى آن » پس ما مطّلعيم بر همهء فروع وجزئيّات آن وبآن اعتبار بمنزلهء أمراء وحكّام اوئيم كه أحكام أو را در أطراف واكناف نافذ نمائيم . 2775 الا وانّ من البلاء الفاقة ، واشدّ من الفاقة مرض البدن واشدّ من مرض البدن مرض القلب . بدانيد وبتحقيق كه از جملهء بلاست بىچيزى وفقر ، وسختترست از فقر
--> ( 1 ) در نهج البلاغة « وفينا تنشّبت عروقه » ضبط شده از مادّهء « ن ش ب » از باب تفعّل ونيز بجاى « أغصانه » : « غصونه » ودر بعضي نسخ غرر ودرر نيز « فبنا نشبت فروعه » ضبط شده است .