جمال الدين محمد الخوانساري

302

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بازگشت خواهى كرد بسوى أو ودوستى أو تا اين كه ترك دوستى تو نكند . 2688 ايّاك ان تهمل حقّ أخيك اتّكالا على ما بينك وبينه فليس لك باخ من أضعت حقّه . دورى كن از اين كه واگذارى حقّ برادر خود را بسبب اعتماد بر آنچه ميانه تو وميانهء اوست پس نيست از براي تو برادر كسى كه ضايع كنى حقّ أو را يعنى اهمال مكن در بجاى آوردن حقّ برادر خود ، ووامگذار آن را بجهت اعتماد بر آنچه ميانهء تو وميانهء أو باشد از دوستى ومحبّت ، بگمان اين كه أو با وجود آن توقع بجا آوردن حقّ أو نخواهد داشت زيرا كه كسى كه ضايع كنى حقّ أو را أو برادر تو نيست يعنى برادرى أو باقي نماند وزود زايل گردد . 2689 ايّاك ان توحش موادّك وحشة تفضى به إلى اختياره البعد عنك وايثار الفرقة . برتست دورى از اين كه برمانى دوستى كننده را با تو چنان رماندنى كه بكشاند أو را بسوى اين كه اختيار كند دورى از ترا وبرگزيند جدائى را ، اين فقره نيز موافق است با فقرهء « ايّاك ان تخرج » كه قبل از فقرهء سابق مذكور شد ومراد آن است كه در آنجا شرح شد . 2690 ايّاك والتّغاير في غير موضعه فانّ ذلك يدعو الصّحيحة إلى السّقم والبريئة إلى الرّيب . برتست دورى از غيرت ورزيدن در غير جاى آن ، پس بدرستى كه اين مىخواند نفس تندرست را بسوى بيمارى ونفس فارغ را بسوى قلق واضطراب يعنى دورى كن از غيرت ورزيدن بىجا كه از راه تعصّب باشد مثل اين كه كسى حقّ خود را از تو گرفته باشد وتو از راه غيرت وتعصّب خواهى از أو پس گيرى يا اذيّتى باو برسانى