جمال الدين محمد الخوانساري

261

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

نه دانستن روايت ونقل كردن ، پس بدرستى كه روايت كنندگان علم بسيارند ورعايت كنندگان آن اندك يعنى رعايت كنندگان آن بفهميدن آن واطّلاع بر مقاصد آن وپى بردن بمطالب آن وبنا بر اين دليل سابق تواند شد ، وممكن است كه مراد به « رعايت كنندگان آن » ظاهر آن باشد يعنى رعايت كنندگان آن بعمل كردن بآن وبنا بر اين بايد كه سابق آن را تأويل كرد ودريافت فهميدن را حمل كرد بر دريافتى كه سبب عمل بآن شود بنا بر ادّعاى اين كه كسى كه عمل بآن نكند گويا كه نفهميده آن را . 2553 الجئوا إلى التّقوى فانّه جنّة منيعة ، من لجأ إليها حصّنته ومن اعتصم بها عصمته . پناه بريد بپرهيزگارى پس بدرستى كه آن نگاهدارنده‌ايست منيع ، هر كه پناه برد بسوى آن نگاهدارد أو را ، وهر كه دست زند باو نگهدارى كند أو را ، « منيع » يعنى منع كننده وباز دارنده كسى را كه خواهد كه كسى را يا چيزى را از آنجا بيرون آورد يا از أو بگيرد . 2554 اعتصموا بتقوى اللّه فانّ لها حبلا وثيقا عروته ومعقلا منيعا ذروته . پناه بريد بترس از خدا پس بدرستى كه از براي آن است ريسمانى محكم محلّ دست گرفتن آن ومحلّ پناه آوردنى منيع بلندى آن ، تشبيه شده پرهيزگارى بچيزى كه ريسمانى باو بسته باشند كه هر گاه كسى خواهد بآن چيز پناه برد دست زند بآن ريسمان ، ومحلّ دست زدن آن ريسمان محكم باشد ، باز تشبيه شده بكوهى ومانند آن كه محلّ پناه آوردنى داشته باشد بلند كه آن منيع باشد يعنى منع كند كسى را كه خواهد كسى را از آنجا بيرون برد .