جمال الدين محمد الخوانساري

262

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2555 استعيذوا باللّه من سكرة الغنى فانّ له سكرة بعيدة الإفاقة . پناه بريد بخدا از مستى توانگرى پس بدرستى كه از براي آن مستى است كه دور است بهوش آمدن از آن يعنى هر گاه توانگر باشيد پناه بريد بخدا از مستى آن توانگرى يا اين كه پناه بريد بخدا از اين كه چنين توانگرى از براي شما رو دهد . 2556 استعيذوا باللّه من لواقح الكبر كما تستعيذون به من طوارق الدّهر ، واستعدّوا لمجاهدته حسب الطّاقة . پناه ببريد بخدا از لواقح تكبّر يعنى صفاتى كه آبستن بتكبّر باشند وتكبّر از آنها زايد چنانكه پناه مىبريد باو از مصيبتهاى روزگار ، ومهيّا باشند از براي جنگ كردن با آن باندازهء طاقت يعنى جنگ كردن با تكبّر ودفع نمودن آن از خود . 2557 ائتمروا بالمعروف وأمروا به ، وتناهوا عن المنكر وانهوا عنه . فرمانبردارى كنيد بمعروف وامر كنيد بآن ، وباز ايستيد از منكر ونهى كنيد از آن ، يعنى هرگاه شما را امر كنند بمعروف فرمان بريد وبجا آوريد آن را وشما خود نيز امر كنيد ديگران را بآن ، وهرگاه شما را نهى كنند از منكر ، باز ايستيد از آن وهرگاه شما نيز نهى كنيد از آن ، ومراد به « معروف » چيزى چند است كه حق تعالى نيكو دانسته وواجب كرده ، وبه « منكر » چيزى چند كه بد دانسته وحرام كرده ، وممكن است كه « معروف » شامل مستحبّات نيز باشد و « منكر » شامل مكروهات نيز باشد نهايت أمر بفرمانبردارى در آنها وامر مردم به آنها نيز بر سبيل استحباب خواهد بود وهمچنين باز ايستادن از مكروهات ونهى مردم از آنها .