جمال الدين محمد الخوانساري
198
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
اين است كه : دفع كن حدّهائى را كه حق تعالى قرار داده از براي بعضي گناهان مثل زنا وشراب ومانند آنها بمجرّد شبهه واحتمالي چنانكه مشهور است كه حضرت رسالت پناهى ( ص ) فرمودهاند : « ادرءوا الحدود بالشّبهات » دفع كنيد حدّها را بشبههها يعنى هرگاه شبهه واشتباهى در آن بهم رسد حدّ مزنيد مثل اين كه كسى را مىبينيم كه نشسته وبر وضع شراب خواران شراب مىخورد امّا احتمال بعيدى رود كه أو تقليد شراب خواران كند وآنچه خورد آب أنار يا مانند آن باشد پس بمجرّد اين احتمال كارى باو نبايد داشت وحدّ نتوان زد ، وهمچنين اگر كسى اقرار كند بأمري كه موجب حدّ باشد امّا گويد كه : من حرمت اين را نمىدانستم واين احتمال در بارهء أو رود مثل اين كه مردى باشد كه تازه مسلمان شده باشد وباحكام شرع ما خوب عارف نشده باشد باز باعتبار اين شبهه حدّ بر أو نتوان زد ، وبنا بر اين مراد بقول آن حضرت : « ودر گذر از سر آنچه تصريح نشده باشد از براي تو بآن » اين باشد كه : هرگاه كسى اقرار كند نزد تو بأمري كه موجب حدّ باشد امّا صريح در آن نباشد بلكه احتمال ديگر نيز داشته باشد هر چند بعيد باشد وظاهر اين باشد كه اقرار أو بأمري باشد كه موجب حدّ است پس در گذر از آن وحدّ مزن بر آن تا صريح اقرار نكند به آن چه موجب حدّ است بر وجهي كه احتمال ديگر وشبهه در آن نماند چنانكه در أحاديث ديگر نيز تصريح باين معنى شده مثل اين كه نقل شده كه ماعز بن مالك اقرار كرد بزنا نزد حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه وآله در چهار موضع وآن حضرت ( ص ) أو را تردّد مىفرمود وباز مىداشت عزم أو را شايد كه بر گردد ومىفرمود كه : بسا باشد كه تو بوسيده باشى يا فشارى داده باشى يا نگاه كرده باشى ، وأو جواب مىگفت كه : نه ، بعد از آن فرمود كه : آيا « نيك » بعمل آمد از تو ، وكناية ومجاز نمىگوئى ؟ - گفت : بلى ، فرمود كه تا اين كه پنهان شد فلان از تو در فلان از آن زن ؟ - گفت : بلى ، فرمود كه : چنانكه پنهان مىشود ميل در سرمه دان وريسمان در چاه ؟ - گفت : بلى ، فرمود كه : آيا مىدانى كه چه چيز است زنا ؟ - گفت : بلى ، اتيان كردم از آن زن بعنوان حرام آنچه را اتيان ميكند بآن مرد