جمال الدين محمد الخوانساري
199
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
از زن خود بعنوان حلال ، پس بعد از همهء اين مراتب كه ديگر بهيچ وجه احتمالي كه باعث سقوط حدّ باشد نماند امر فرمود بسنگسار كردن أو ، و « نيك » نام صريح جماع است وجماع وألفاظ ديگر همه بعنوان مجاز مستعمل مىشود در آن وممكن است كه « بالشّبهه » نيفتاده باشد نهايت مراد دفع حدود باشد در آن صورت بنا بر حديث مشهور نبوي ، وممكن است نيز كه « وتجاوز ( تا آخر ) » تتمّهء سابق باشد ومراد دفع حدود باشد وگذشتن از آن در صورتي كه تصريح نشده باشد از براي حاكم به آن چه موجب حدّ است هر چند ظاهر در آن باشد واللّه تعالى يعلم . 2365 احتجب عن الغضب بالحلم وغضّ عن الوهم بالفهم . پنهان شو از خشم ببردبارى وچشم بپوش بروهم بدريافت ، يا از وهم بدريافت بنا بر اختلاف نسخهها كه در بعضي « على الوهم » واقع شده ودر بعضي « عن الوهم » يعنى بردبارى را حجاب وپردهء خود كن كه بسبب آن از تسلّط خشم أيمن گردى وهرگاه در بارهء كسى توهّم امر بدى بكنى چشم بپوشان از آن وحكم مكن بآن بسبب فهم ودريافتى كه حكم ميكند باين كه بمحض توهّم حكم بچيزى نتوان كرد وبايد كه علم بآن حاصل شود . 2366 املك عليك هواك وشحّ بنفسك عمّا لا يحلّ لك فانّ الشّحّ بالنّفس حقيقة الكرم . مالك شو بر خود هواي خود را ، وبخيلى كن بنفس خود از آنچه حلال نيست از براي تو ، پس بدرستى كه بخيلى كردن بنفس حقيقت جود وكرم است يعنى مالك خواهش خود شو كه در فرمان تو باشد ومسلّط بر تو نباشد و « بر تو » يعنى از براي ضرر رسانيدن بنفس خود زيرا كه نفس مىخواهد كه تابع هوا وخواهش باشد وهر چه خواهد بكند پس هرگاه كسى مالك هواي خود شود وأو را بفرمان خود كند پس ضرر بنفس خود رسانيده يعنى بگمان نفس هر چند اين معنى عين صلاح أو باشد