جمال الدين محمد الخوانساري

197

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2362 ازهد في الدّنيا يبصّرك اللّه عيوبها ولا تغفل فلست بمغفول عنك . بىرغبت باش در دنيا تا اين كه بينا گرداند ترا خدا بعيبهاى آن ، وغافل وبىخبر مباش پس نيستى تو بغافل شده از تو ، يعنى از تو غافل نيستند وهر چه كنى نوشته شود از براي حساب وكتاب ، پس تو هم غافل وبيخبر از صلاح حال خود مباش وكارى كن كه باعث رستگارى تو شود . 2363 اكظم الغيظ عند الغضب وتجاوز مع الدّولة تكن لك العاقبة . فرو خور خشم را نزد غضب ودر گذر از گناه مردم با دولت وقدرت بر انتقام تا بوده باشد از براي تو عاقبت يعنى عاقبت نيكو . 2364 أقل العثرة وادرأ الحدّ وتجاوز عمّا لم يصرّح لك به . بگذر از لغزش ، ودفع كن حدّرا ، وبگذر از آنچه تصريح كرده نشود از براي تو بآن ، يعنى بگذر از لغزش وگناهى كه مردم نسبت بتو كرده باشند و « دفع كن حدّ را » يعنى تندى را يا سختى را يا عذاب را يعنى عذاب كردن تو ايشان را يا عذاب كردن حق تعالى ترا بنا بر اين كه عفو تو از ايشان سبب اين مىشود كه خداى عزّ وجلّ نيز گناهان ترا عفو كند وعذاب نكند ترا بر آنها ودر گذر از سر آنچه تصريح نشده باشد از براي تو بآن يعنى هر گاه كسى مذمّت كند ترا بعنوان كناية وتصريح نشده باشد از براي تو بآن يعنى هرگاه كسى مذمّت كند ترا بعنوان كناية وتصريح نكند از براي تو بآن يعنى كلام أو صريح در مذمّت تو نباشد واحتمال ديگرى داشته باشد در گذر از آن وآن را بر مذمّت خود حمل مكن هر چند دانى كه كناية با تو است . وممكن است كه كلام آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه « وادرأ الحدّ بالشّبهه » باشد ولفظ « بالشّبهة » بسهو يكى از راويان افتاده باشد وبنا بر اين معنى