جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 72
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
تراجم بذكر آثار علمي ومشايخ اكتفا مىكردهاند حتّى غالبا تاريخ تولّد ووفات را در غير مشاهير نمىآوردهاند با وجود اين اگر عالمي عمر طولانى مىكرده آنرا مىنوشتند چنانكه ملاحظه ترجمه سيّد ذو الفقار كه منتجب الدين در ترجمهاش گفته « وكان ابن مائة وخمس عشر سنة » در صورتي كه بذكر هيچ يك از سائر سوانح حياتيّه مهمّ وى نپرداخته است وهمچنين قول ابن أبي طىّ نقلا از تاريخ رى منتجب الدّين نسبت بسديد الدّين محمود حمصى « وعاش مائة سنة وهو صحيح السمع والبصر » إلى غير ذلك باين مطلب شهادت مىدهد پس نظر باين أمور نمىتوان پذيرفت كه آمدى معاصر سيّد رضى وسيّد مرتضى وشيخ طوسي باشد پس اين قول صاحب روضات بسيار غرابت دارد وحكم « تضحك منه الثّكلى » بر آن صادق است واز مثل وى بسيار بعيد است كه بچنين اشتباه بزرگى بيفتد ليكن لاضير فيه فانّ الجواد قد يكبو ، وگمان ميكنم منشأ اين دو اشتباه غفلت أو از عبارت مقدّمه مناقب ابن شهرآشوب بوده است با آنكه در صدر ترجمه بنقل اين عبارت مجلسي ( ره ) از مقدّمه بحار پرداخته « ويظهر ممّا سننقل عن ابن شهرآشوب انّ الامدىّ كان من علمائنا وأجاز له رواية هذا الكتاب » وهمچنين در ترجمه ابن شهرآشوب ( ص 603 چاپ اوّل ) بنقل عبارت مقدّمه مناقب وى كه مشتمل باين كلام « وقد اذن لي الآمدىّ في رواية غرر الحكم » است نيز از بحار پرداخته است . اگر چه اين دو اشتباه بسيار مهمّ وخطاى بسيار فاحشى از مثل صاحب روضات ميباشد كه بشهادت كتاب روضاتش از مردان اين ميدان است ليكن قول أو « فليلاحظ » بعد از حكم بتعاصر ايشان پاى اين حكم را لغزانيده وپايه آنرا سست ميكند زيرا صاحب رياض وروضات وغير ايشان « 1 » نيز اين كلمه را وقتي بكار مىبرند كه حكم بمطلبى كه كردهاند مقطوع به ومورد يقين واعتمادشان نباشد از قبيل قول « فتدبرّ » يا « فتأمّل » كه فقهاء رضوان اللّه عليهم غالبا در موارد شكّ وتردّد ومسلّم نبودن مطلب
--> ( 1 ) - رجوع شود بلسان الميزان ابن حجر ص 317 جزء خامس .