جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 73
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
مورد بحث بكار مىبرند پس در واقع مثل آنست كه صاحب روضات گفته : « خود خواننده اين كتاب بمقام تحقيق اين مطلب بر آيد زيرا من بضرس قاطع باين كلام عقيدة ندارم بلكه سخنى است كه در وهله أولى بدون مراجعه دقيق بمآخذ ومدارك بنظرم رسيده است . اما اصابه صاحب روضات در كلام گذشته آنست كه گفته : صاحب غرر ودرر وجواهر الكلام في الحكم والاحكام غير از آمدى ديگر است كه موسوم بابو الحسن علىّ بن أبي علىّ محمّد بن سالم بن محمّد سيف الدّين آمدى است كه از جمله مشهورترين تأليفات أو كتاب « الاحكام في أصول الاحكام » بوده است چنانكه خود صاحب روضات در ترجمه أو از الوافي بالوفيات صفدى از ابن حاجب نقل كرده ( ص 490 چاپ اوّل ) : « ما صنّف في أصول الفقه مثل كتاب سيف الدّين الامدىّ الاحكام في أصول الاحكام ومن محبّته له اختصره ( إلى آخر كلامه ) » ودليل درست بودن اين كلام آنست كه اين شخص بسال 631 ( ششصد وسى ويك ) مرده است پس تعدّد « آمدى » ولو با همديگر جهات جامعه اشتراكي هم داشته باشند نظر بتقدّم زمان يكى بر ديگرى مسلّم مىشود واين قرينه خود راه توهّم اتّحاد را بكلّى مىبندد ، با آنكه اسم شخص وپدر هر دو نيز مختلف است پس نقل صاحب رياض العلماء از تاريخ اربل وتطبيق مقصود أو بكلام خود با صاحب غرر ودرر بسيار درست وصحيح وحكم صاحب روضات نيز بتعدّد اين دو « آمدى » صائب وبجا ميباشد . نظر به آن كه تاريخ وفات آمدى بسيار مبهم ومجهول است ومن نيز بالسنة خارجي وزبانهاى اروپائى آن قدر آشنا نيستم كه بتوانم نظريّات مستشرقين ودانشمندان اروپائى را در باره وفات آمدى ضمن ذكر كتابهاى أو در فهارس ايشان بدست آورم از اين روى از دوست عزيز ودانشمند خود آقاى دكتر حسن مينوچهر أستاذ