جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 39
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ايستادگان پايه سرير معدلت قرين گرداند اميد كه بحليه استحسان خاطر ملكوت ناظر متحلّى گشته ثواب آن بروزگار فرخنده آثار واصل ومتواصل وعامّهء ناس را انتفاع باين كلمات اعجاز سمات حاصل گردد ومن اللّه الاستعانة في كلّ باب وعليه التّوكّل في المبدأ والمعاد . ونيز در حاشية نسخه كتابخانه رضويه است : توقّع آنكه أرباب بصيرت نظر بر گهر گماشته صدف را در ميان نه بينند ودر مقام تدبّر وتفكّر در آمده بر بساط اعراض واعتراض ننشينند چه مترجم را در اين تحرير نصيبي بجز منصب ترجمانى نيست وبهره غير از شيوهء سخن رآني نه . ( از نقل اين قسمت از مقدّمه نيز بخوبى واضح وآشكار است كه مقدّمه مجلّد . اوّل كتابست والّا چون در سائر مقدّمات اشاره بمجلّدات پيش آن مىنمود ) . ودر مقدمه مجلد دوم است : الحال مدّتى است كه لآلى شاهوار كتاب درر غرر را كه حاوي كلمات موجزه حضرت سيّد أزهر وآفتاب أنور وكلام ناطق خدا ومترجم آيات حضرت حق تعالى حضرت أمير المؤمنين حيدر عليه صلوات اللّه الملك الأكبر ومشحون بدرارى سپهر معرفت ومالامال زلال بحر دانش وحكمت است روشنى بخش سراچهء دل ووسيله انحلال هر مشكل نموده واز مطالعه وتتبّع آن مفاتيح باب مدينهء علم نبوي أبواب معرفت بر روى خاطر ناقص خود گشوده است وبعد از آنكه در ذيل شمّهء از فقرات آن كتاب مستطاب براي فارسي زبانان از ياران وأصحاب شرحي به لغت فارسي بقلم ضعيف نال اين شكسته بال مرقوم وبه « أصداف الدّرر » موسوم شد بنا بر آنكه فنون حكمت بدون رعايت تناسب در أبواب آن كتاب متفرّق بود آنرا به نود ونه باب كه هر باب مشتمل بر كلمات متعلّقه بفنّى از فنون حكمت بالغه باشد با انضمام أحاديث مناسب هر باب ترتيب داد واين وضع وترتيب در نظر علماى عصر كثّر اللّه أمثالهم