جمال الدين محمد الخوانساري

مقدمة 29

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

علماء اماميّه بوده وگويد : روايتي در كتب اماميّه بدو نمىرسد وهم از قاموس وتقويم - البلدان نقل كرده است كه آمد شهري است ميان دجله وفرات از ديار بكر وداراى باغها وأراضي زراعتى است وبفتح وضمّ وكسر ميم قرائت شده وصاحب معجم - المطبوعات ( در ص 91 ) وفات اين مؤلّف را بسال 510 ضبط نموده ومأخذ خود را هم ننگاشته بنا بر آنچه نقل شد بسيار دور بنظر مىآيد تا اين تاريخ زندگانى كرده باشد . آمدى در مقدمه اين كتاب گويد : آنچه مرا وأدار بجمع آورى اين كتاب كرد افتخارى است كه أبو عثمان جاحظ در جمع آورى مائة كلمه نموده است وبسى موجب تعجّب ميباشد كه اين مرد با اين كه علّامه روزگار خويش بوده ودر دانش وبينش يگانه عصر خود شمرده مىشود وبمبدأ نزديكتر بوده چگونه عظمت كلمات ديگر آن حضرت بر أو مخفى شده واز آن همه كلمات بىشمار بدين شمارى اندك قناعت نموده ومن با اين كه شايستگى اين مقام را ندارم بسيارى از كلمات آن حضرت را جمع نموده گر چه در مقابل حكم ومواعظ وكلمات آن حضرت اندكى از بسيار ويكى از هزار است وآنرا بترتيب حروف معجم مرتّب ساختم وأسانيد آنرا براي اختصار انداختم وآخر كلمات را هم چون ذوق وطباع مائل بسجع بود وبگوش خوشتر مىآيد مسجّع قرار دادم وآنرا « غرر الحكم ودرر الكلم » ناميدم . اين كتاب بيش از چهار هزار بيت كتابت دارد ودر مصر وبمبئي چاپ شده وعبد الكريم بن محمّد يحيى قزوينى آنرا بنود ونه باب تقسيم ومطالب متفرّقه راجعه بيك موضوع را جمع ودر أبواب مذكوره منظّم كرده پس از آن بشرح وى پرداخته وآنرا « نظم الغرر ونضد الدرر » ناميده ودر اين فصل آنرا مفصّلا ذكر خواهيم كرد وچنانكه در مقدّمه مجلّد دوّم اين كتاب نگاشته شده همين مؤلّف « غرر الحكم » را نيز بفارسى ترجمه نموده وآنرا أصداف الدّرر نام نهاده وآقا جمال خونسارى بر