رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن الجيلاني
395
الذريعة إلى حافظ الشريعة ( شرح أصول الكافي )
تو چو عقلي ، ما مثال اين زبان * اين زبان از عقل دارد اين بيان تو مثال شادى وما خندهايم * كه نتيجة شادى وفرخندهايم اى برون از وهم وقال وقيل من * خاك بر فرق من وتمثيل من « 1 » رحم فرما بر قصور فهمها * اى وراء عقلها ووهمها « 2 » تو نه اين باشى نه آن در ذات خويش * اى تو بيش از وهمها وز بيش بيش « 3 » از پى ادراك تو هر جا كه هست * حيرت اندر حيرت اندر حيرتست اى خدا ، زارى ز ما ، رحمت ز تو * رحمتت با زارى ما كرده خو اين دعا هم بخشش وتعليم توست * ورنة در گلشن گلستان از چه رست « 4 » ديدهاى بخشاى تا بينا شوم * دانشىآموز تا دانا شوم كي شناسم من تو را الّا به تو * كي شناسد وصف هو را غير هو اين طلب از ما هم از ايجاد توست * رستن از بيداد هم از داد توست « 5 » اين دعا تو امر كردى ز ابتدأ * ورنة خاكى را چه زهرهء اين بدى « 6 » قطرهء دانش كه بخشندى زپيش * متصل گردان به درياهاى خويش « 7 » اى دعا ناگفته از تو مستجاب * داده دل را هر دمى صد فتح باب « 8 » وقال في بيان حديث « من كنت مولاه فعليٌّ مولاه ، اللهمَّ والِ من والاه وعادِ من عاداه » ( بيت ) : زين سبب پيغمبر با اجتهاد * نام خود وآن على مولا نهاد گفت هر كاو را منم مولا ودوست * ابن عمّ من على مولاي اوست كيست مولا آنكه آزادت كند * بند رقّيّت ز پايت بر كند اى گروه مؤمنان شادى كنيد * همچو سر وو سوسن آزادى كنيد « 9 »
--> ( 1 ) . مثنوى معنوي ، دفتر پنجم ، ص 915 ، ش 3310 - 3314 . ( 2 ) . مثنوى معنوي ، دفتر ششم ، ص 1011 ، ش 1012 . ( 3 ) . مثنوى معنوي ، دفتر دوم ، ص 191 ، ش 55 . ( 4 ) . مثنوى معنوي ، دفتر دوم ، ص 293 ، ش 2449 . ( 5 ) . مثنوى معنوي ، دفتر أول ، ص 63 ، ش 1338 . ( 6 ) . مثنوى معنوي ، دفتر ششم ، ص 1064 ، ش 2318 . ( 7 ) . مثنوى معنوي ، دفتر أول ، ص 89 ، ش 1883 . ( 8 ) . مثنوى معنوي ، دفتر پنجم ، ص 771 ، ش 309 . ( 9 ) . مثنوى معنوي ، دفتر ششم ، ص 1161 ، ش 4537 - 4541 .