رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن الجيلاني

223

الذريعة إلى حافظ الشريعة ( شرح أصول الكافي )

چه ذرّيّت بالغان نيز گاهى مستعمل مىشود ، امّا در جايى مىشود كه در مقابل آن ، بني آدم ومانند آن مستعمل نشده باشد وإلّاتغيير لفظ ، ركيك مىشود . ضمير « أشهدهم » راجع بذرّيتهم است . « ألستُ بربّكم » بتقدير « قال : ألستُ بربّكم » است ، وجملهء « ألست بربّكم قالوا بلي » استيناف بيانى « أشهدهم » است . « أن يقولوا » بتقدير « من أن يقولوا » است ، وظرف ، متعلّق بمنع مفهوم از أخذ واشهاد است . ضمير « يقولوا » هر دو جا راجع بجميع بالغان مكلّفان است ، اگرچه قائل در اوّل ، جمعى از مشركان است ودردويم جمعى ديگر از مشركان ؛ چه فعل صادر از بعض جنسي گاه منسوب بجميع مىباشد براي جنسيّت ، مثل « وناداه الملائكة » چه منادى يكى از ايشان بوده . يعنى گفت زراره : پرسيدم امام محمّد باقر عليه السلام را از قول اللَّه تعالى در سورهء أعراف : وياد كن وقتي را كه فراگرفت در عالم نمونهء كه آن را عالم مثال مىنامند وعالم ظلال نيز مىنامند ، صاحب كلّ اختيار تو از أولاد آدم كه بالغ مكلّف مىشوند از پشتهاى آن أولاد آدم فرزندان كوچك ايشان را كه در عالم وجود مىآيند أبدان در كوچكى مىميرند وگواه گرفت آن فرزندان كوچك را بر خودشان ؛ چه جاى أولاد آدم كه بالغ مكلّف مىشوند باين روش گواه گرفت كه گفت به زبان حال : آيا نيستم صاحب كلّ اختيار ؟ گفتند بزبان حال : بلى گواهى داديم . واين اخذ واشهاد از جهت منع از اين است كه گويند در روز قيامت : اى أولاد آدم بالغ مكلّف باعتبار جمعى از شما كه مشرك ابتدائي شدند در عالم أبدان مثل قابيل كه پسر بي واسطهء آدم بود كه بوديم از اين صاحب كلّ اختيار بودن تو غافلان . يا گويند : اى أولاد آدم ، به اعتبار جمعى از شما كه مشرك زاده شدند در عالم أبدان كه جز اين نيست كه مشرك شدند پدران ما پيش از تولّد ما ، وبوديم ما فرزندان بعد از شرك پدران وبر اين برآمديم تا بالغ شديم آيا پس جهنّمى مىكنى ما را به آنچه كردند جمعى كه باطل كردند ما را . « 1 » انتهى . أقول : قد خطر بالبال بمعونة ما أفاده الفاضل المحقّق تقريرٌ يغاير ذلك مغايرةً ما ،

--> ( 1 ) . شرحه على الكافي المسمّى ب « صافي » مخطوط ، وسيطبع في مركز بحوث دار الحديث .