حسين بن معين الدين الميبدي ( مترجم : زمانى )
27
ديوان أمير المؤمنين ( ع )
هستند جماعتى به جانان زنده * وز ديدن اين قوم شود جان زنده چون آب حيات در أزل نوشيدند * مردم همه مردهاند وايشان زنده پرهيز از رفاقت با غافلان 8 - از دوستى با نادان پرهيز كن ، از أو كنارهگيرى نما واز خود برانش ، زيرا چه بسيارى از نادانان كه عاقلان را با دوستى كردن با ايشان به هلاكت انداختهاند . از مجلس أهل جهل اي دل بگريز * وز صحبت اين طائفه مىكن پرهيز جاهل كه تو جان خود فدايش سازى * از جهل كند هلاك جانت انگيز 9 - شخص را با همنشين أو مىسنجند . براي هر چيزى نمونه وشبيه وجود دارد . اى گشته ز روى عقل ودانش فاضل * زنهار مكن مصاحبت با جاهل هركس كه تو را قرين جاهل بيند * گويد كه نبوده است اين كس عاقل 10 - براي قلبها به هنگام رابطه راهنما مىيابى ( وطرف را درك مىكنى ) . دوستان بىوفا 11 - دوستى وبرادرى تغيير يافته ، صدق وصفا كمياب گرديده ونااميدى ( از دوستان ) فراوان شده است . آن مهر ووفا كه در ميان بود نماند * وان صدق وصفا كه در جهان بود نماند