المرزباني الخراساني

مقدمة 46

مناجات الهيات حضرت أمير ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )

انكار كرد » باز در جاى ديگر گويد : « حجّيت اخبار ووجوب عمل به آن ، جيزى است كه به اخبار متواتر روايت وعمل شيعه بلكه همهء مسلمانان در همهء اعصار به آن استوار شده است . » سيّد نعمة اللّه جزائرى در شرح تهذيب الأحكام گويد : « موثّق‌ترين مشايخ من مرا حديث كرد كه سيّد اجلّ سيّد محمّد صاحب مدارك چون به نجف اشرف آمد ، همهء علماى نجف به زيارة وى شتافتند واز كساني كه به ديدارش آمدند ، مولى عبد اللّه شوشترى بود . سيّد از همه بازديد كرد جز مولى عبد اللّه . پس بر وى خرده گرفتند كه چگونه همهء فضلا را بازديد كردى واز ديدار فاضل‌ترين وپرهيزكارترين همه خوددارى كردى ؟ سيّد پاسخ داد كه مولى عبد اللّه عمل به اخبار آحاد را جايز نمىداند ومن گمان مىكنم أو خطا كرده ، بلكه بدعت در دين گزارده وكسى كه بدعت گزارى در دين كند ، به ويران كردن دين كمك كرده است » واز اين سخن پيدا است كه حجيّت خبر واحد را از ضروريات دين مىشمرده‌اند واز اين رو ، سيّد منكر حجّيت اخبار آحاد را مبدع پنداشته است . حالا برگرديم به مطلب وگوييم : نظر به اينكه راويان المناجاة الإلهيات همه به اصطلاح كتب رجال ودرايه ، ثقة ( يعنى عدل وامامي ) هستند ، پس اين مناجاة صحيح السند است ؛ وچون نقل ادعيه وأذكار وأوراد ومناجاة وفضايل اعمال به روايت ضعيف به موجب اخبار « من بلغ » وبه دليل قاعدهء اصوليهء « تسامح در ادلّه سنن » روايت وخواندن آنها ثواب دارد ؛ از اين رو ، علما ومحدّثين ما وأهل سنّت ، بسيارى از ادعيه وفضايل اعمال را در كتب خود آورده‌اند ، هر چند اسناد آنها ضعيف بوده است . پس به طريق أولى فضايل وادعيه‌اى كه به طريق مؤثّق يا به طريق حسن به ما رسيده ، در كتابهاى دعا فراوان است . امّا دعاهايى كه به سند صحيح به اصطلاح ما بخصوص صحيح به معنى اخصّ كه سند آن متّصل ورواة آن همه عدل وامامي هستند ، روايت شده باشد ، كم است ؛ وچون سند اين