المرزباني الخراساني

مقدمة 25

مناجات الهيات حضرت أمير ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )

يك خبر واحد ظنّى است . در علم أصول ، به طور مفصّل پيرامون حجّيت وعدم حجّيت چنين خبري بحث شده است . بيشينهء علماى أصولي معتقدند كه دليل قطعي داريم كه خبر واحد ثقة گر چه چيزى جز ظنّ وگمان را به همراه ندارد ، حجّت است ؛ وبراي اثبات ادّعاى خويش به چهار دليل تمسّك كرده‌اند : 1 . آيات : در قرآن كريم به برخى از آيات برمىخوريم كه دلالت بر حجّيت خبر واحد دارند از آن جمله است آيهء : إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ « 1 » يعنى : « اگر فاسقى خبري براي شما آورد ، جستجو كنيد تا با گروهى از روى ناداني برخورد نكنيد وبر كردهء خويش پشيمان نشويد . » مفهوم آية اين است كه : اگر آورندهء خبر ، فاسق نبود بلكه عادل بود ، ديگر نيازى به تحقيق وبررسى نيست ، ومىتوان به خبر وى اعتماد واستناد كرد . به ديگر سخن : از آنجا كه مردم معمولا به خبر واحد عمل مىكنند - چه اگر چنين نبود ، ديگر معنى نداشت كه از عمل به خبر فاسق نهى شود - در واقع حقّ تعالى در اين آية ، درصدد آن است كه بفهماند نبايد به هر خبري عمل كرد . بنابر اين ، اگر فاسقى خبري آورد ، نبايد بدون تأملّ وبررسى به الن عمل كرد ، بلكه بايد تحقيق كرد كه مبادا مرتكب كارى غير عاقلانه شد . زيرا آنچه از فاسق انتظار مىرود ، اين است كه در خبرش صادق نباشد . از اينجا مىتوان دريافت كه اگر عادلى خبري آورد ، چون جز راستى وراستگويى انتظار ديگرى از أو نمىرود ، نيازى به جستجو وبررسى نبوده ومىتوان به خبرش عمل كرد . 2 . روايات : بىشكّ ، براي اثبات حجّيت خبر واحد ظنّى ، نمىتوان از خبر واحد ظنّى استفاده كرد . چه اين چيزى جز دور نيست . پس بايد به سراغ خبري متواتر ويا قرينه‌اى قطعي گشت . با بررسى اخبار موجود ، به مجموعه‌اى از روايات برمىخوريم كه متواتر معنوىاند ؛ يعنى اگر چه در لفظ متفاوتند ، امّا در يك معنى

--> ( 1 ) حجرات / 6 .