احمد احمدى بيرجندى
28
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )
مريمت خوانم ولى اين مدح كى زيبد ترا * مريمت زيبد كنيز و عيسيت شايد غلام حوريان جنّت خُدّام و از روى محل * آستانت را شرف بر روضهء دار السّلام 1794945 خ 0 4 خ خفتگان خاك را هر جا صبا بويت رساند * بر زبان آمد كه سُبحانَ الّذى يُحىِ العِظام 2794945 خ 0 5 خ طفل بودى كز پى بازيچهء طفلانهات * طايران سِدره مىبودند در دست تو رام وصف ايمانت چگويم اصل ايمان چون تويى * كز شما باشد به عالم دين يزدان را قوام كى به خوان نعمتِ دنيا گشايد روزه را ، * آنكه از جنّت مَلك مىآورد او را طعام بر سر آنم كه باشد گرامان از روزگار * مدحتت باشد مرا يكچند ورد صبح و شام كعبهء كويت كجا و كعبهء بيت الحرام * نقش پايت را شرفها هست بر ركن و مقام رحمت حق بر دو عالم بسته بر مهر شماست * وانكه او را احتياجى نيست با رحمت كدام گرچه با مهرت برآرد صبحدم از دل نَفَس * كى تواند كرد هرگز چارهء ظلم و ظلام چيست گويم ثابت و سيّاره بر چرخ بلند * نور مهرت مىتراود آسمان را از مسام 3794945 خ 0 6 خ چون خرامى سوى جنّت بسكه شوق خدمتت * بهر استقبال ، نخل طوبى آيد در خرام بر گل و ريحان نسيم خلد هر گه بگذرد * طايران سدره 4794945 خ 0 7 خ را بوى تو آيد بر مشام خارجى كى مىشناسد فضل آل مصطفى * قصهء اهل كرم را كس نپرسد از لئام قدر مهرت را چه داند آنكه شد مفتون جهل * نكهت گل كى شناسد هر كه را باشد زكام لمعه 5794945 خ 0 8 خ اى يابد اگر از پرتو لطف شما * ماه را ديگر نباشد احتياج از مهر ، وام من چگويم در ثنايت اى ثنا خوانت خدا 6794945 خ 0 9 خ * مدحتت گيرم توانم گفت عمرى بر دوام كافرم در روز و شب جز مدحت آل رسول * گر به كار ديگرم باشد هواى اهتمام در هواى مرقدت بر خاك افتم قرعه 7794945 خ 0 10 خ وار * قرعهء اين دولتم روزى برآيد گر به نام نقش بندد در ضميرم از تو چون ياد آورم * صورت كام دو عالم بر طريق ارتسام 8794945 خ 0 11 خ در ثناى تو چه باشد خدمت من گاه گاه * اى كه جبريلت پى خدمت كمر بسته مدام رحمتى فرما درين درماندگى بر من كه شد * عاجز از تدبير كارم چرخ با اين احتشام منكه مدّاح توام خود كى روا باشد چنين * گوهر نظم من از تشويش خاطر بى نظام شاهباز معنيش كى مىتواند رام شد * حسرتى هر سو پى صيد دلم گسترده دام من كه بهر جرعهء آبى جگر مىسوزدم * حاش لِلّه تشنه مانم با موالات كرام 9794945 خ 0 12 خ در فغانم هست تأثيرى عجب امّا چه سود * چون صداى جغد نشناسند از صوتِ حمام 0894945 خ 0 13 خ