ابوالقاسم رادفر

9

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )

مردى حكيم و روشن بين و دانا بود . شاهنامه‌اش در حدود 50 هزار بيت شعر دارد و بزرگ‌ترين حماسهء ملّى ايران است . « 1 » امّا آنچه بيش از همه در كار عظيم سخن سراى بزرگ طوس در نظم داستان‌هاى باستانى جلوه دارد بينش خاصّ مذهبى و ارادت راستين او به مسأله ولايت و نعت و ستايش على بن ابى طالب ( ع ) و خاندان گرامى آن حضرت صلوات اللّه عليهم اجمعين است . اگر چه فردوسى اشعار زيادى در مدح على ( ع ) و آل او ندارد ولى در لابلاى همين ابيات اندك علاقه و ارادت كامل خود را نسبت به خاندان نبوّت و ولايت ابراز نموده و نشان داده است كه شيعى مذهب ، معتقد و متعهّد و در واقع كم گوى گزيده گوى بوده است . . . حكيم طوس رعايت ارزش انسانى و انسانيت را در تعاليم على ( ع ) و آل او جلوه‌گر مىداند . و اين خود اخلاص و صفا و پاكى خاطر او را به على ( ع ) نشان مىدهد . به سبب روشن دلى ، مهر نبى و على در جانش ريشه دوانيده و در نتيجه ترس و وحشت را از وجودش زدوده است . از اين روى از هيچ كس و هيچ قدرتى نمىهراسد و پيوسته چنين زمزمه مىكند : منم بندهء اهل بيت نبى * ستايندهء خاك پاى وصى بر اين زادم و هم برين بگذرم * چنان دان كه خاك پى حيدرم زندگيش با مهر على ( ع ) شروع شده ، وجودش از مهر بزرگ انسان عالم بشريت سرشار گشته و اين مهر ، تار و پود او را به هم پيوند داده است . تنها افتخارش اين است كه بتواند ذرّه‌اى ناچيز در مقابل اين موجودات لاهوتى مقدّس و خاك كف پاى آنان باشد . مىداند كه روح مذهب تشيّع ، دوستى ولايت على ( ع ) است . فردوسى ، دشمنى با على و فرزندانش را دشمنى با انسان و انسانيت مىداند و دشمنان على ( ع ) ، گل سر سبد عالم هستى ، را بد بخت‌ترين و بيچاره‌ترين و زارترين افراد در دنيا و آخرت مىداند . او آگاه است كه ورود به شهر از دروازهء آن ميّسر است ، پس مىگويد آنان كه بخواهند خود را دوستدار پيامبر اكرم ( ص ) بدانند و از دستورات وحى پيروى كنند راهى جز دوستى و شناسايى على ( ع ) ندارند كه او دست پروردهء نبى معظّم ( ص ) و مورد توجّهء خاص او بوده است . « 2 » و گر دل نخواهى كه باشد نژند * نخواهى كه دايم بوى مستمند

--> ( 1 ) . كارنامهء بزرگان ايران ، صص 222 - 224 . ( 2 ) . جاذبه‌هاى فكرى فردوسى ، صص 105 - 109 .