ابوالقاسم رادفر
8
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )
فردوسى ( حدود 329 - 411 يا 416 ه . ق . ) حكيم ابو القاسم حسن بن اسحاق بن شرف شاه فردوسى ، مايهء افتخار ايران و زنده كنندهء زبان و ملّيت ايرانى ، در قريهء باژ ( يا پاز ) از قراى طابران طوس به دنيا آمد . او از طبقهء دهقانان بود كه طبقهاى از مردم اصيل و بزرگوار ايران بودند و به حفظ آثار باستانى ايران علاقهء فراوان داشتند . فردوسى نيز بنا بر علاقهء وافر به ملّيت و افتخارات ايرانى ، در حدود سال 370 ه به نظم شاهنامه پرداخت . البته چند تن پيش از او اين كار را به نظم يا نثر آغاز كرده ، امّا به انجام نرسانيده بودند . چند تن از بزرگان و امراى طوس نيز فردوسى را در ساختن شاهنامه كمك كردند . استاد بزرگ طوس ، پس از سى و پنج سال ( و به روايتى سى سال ) رنج و زحمت و صرف عمر و مال ، نظم شاهنامه را به انجام رساند و اين شاهكار عالى ادبيات جهانى را به پايان آورد و آن را حدود سال 395 ه . به پايمردى ابو العباس فضل بن احمد اسفراينى به محمود غزنوى تقديم كرد . امّا قدر استاد آن گونه كه بايد شناخته نشد و رنجيده خاطر گرديد و از غزنين بيرون آمد و مدّتى متوارى شد . سپس به طبرستان رفت و خواست آن را به نام فرمانرواى طبرستان تغيير دهد ولى او نپذيرفت و گفت دربارهء او بد گويى كردهاند و به زودى سلطان ترا مىخواهد و حق زحمت ترا مىگذارد و شاهنامه را به نام محمود نگهدار . فردوسى پس از آن به طوس بازگشت و در موطن خود مسكن گزيد . چندى بعد به كمك احمد بن حسن ميمندى ، سلطان محمود ، فردوسى را به خاطر آورد و از رفتار خود نسبت به او پشيمان گشت و جايزهاى بس گرانبها براى او به طوس فرستاد ، امّا اين جايزه هنگامى رسيد كه فردوسى چشم از جهان فرو بسته بود . او را در بيرون دروازه ، در باغى كه ملك خود او بود دفن كردند . فردوسى مذهب تشيّع داشت و به ايران و ايرانيان و افتخارات ايرانى عشق مىورزيد .