ابوالقاسم رادفر

مقدمه 39

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )

از ام بنين بزاده هر چار * آن شير دلان پاك دين دار بودست حزام خالدش باب * از شعبه وارميش انساب ايشان كه گزيدهء خدايند * هر چار شهيد كربلايند ساير اولاده عليه السلام از ام حبيب هم دوازده * آن هر دو گهر نرست و ماده اين رقيه و آن عمر دو هم زاد * مادر دو گهر به يك صدف زاد ساير اولاده عليه السلام از ليلى دارمى دو ديگر * دريافت نشان درّ و گوهر آن بوده محمد اصغرش نام * بو بكر نهاده كنيتش مام ديگر چو عبيد بوده شيرى * در محرب دشمنان دليرى آن هر دو به كربلا شهيدند * همچون حسن و حسين سعيداند ساير اولاده عليه السلام از ام عُميس زاد يحيى * آن شاه علوم دين و دنيا اسماست نشان آن وفادار * بوده زن جعفر ابن طيار زو داشت چهار شير فرزند * در عالم مكرمت برومند عبد اللّه و عون محمد آن گاه * بوبكر كه بد چهارمين شاه جعفر چو از اين ميانه برخاست * بوبكر ورا ز بهر خود خواست بوبكر چو شد خليفه ناگاه * با او به خصومت آمد آن شاه از بهر خلافت و امامى * زو داد مخاصمت تمامى زان شيوه فتادشان فسانه * كافتاد طلاق در ميانه چون گشت جداييش ز شوهر * كردش به زنى امام حيدر اسامى بناته عليه السلام ام الحسن است و رمله ثانى * چون زينب رقيه ام هانى ميمونه خديجه و امامه * ام سلمه‌ست با سلامه ديگر چون نفيسه « 2 » و جمانه * معصومه عفيفهء زمانه چون ام كرام كو پسين است * با فاطمه بيست و هفتمين است اين درّ و گهر نرند و ماده * هر چند ز مادرى بزاده

--> ( 2 ) . در اصل : قينه .