احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
87
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
نمايد بهر خشك و تر بسكه ريزش * كفت ابر را زار و مضطر نمايد شها ، شهريارا ، خرد در ثنايت * چه حاصل به فكر محقر نمايد ندارد دل عاشقان طاقت آن * كه در سينه ، مهر تو مضمر نمايد ندارم ثنائى سزاوار ذاتت * مگر وصف شأنت پيمبر نمايد گشايد اگر بال شهباز شوقم * كم از صعوه اين هفت منظر نمايد تو دانى كه دنيا كم از برگ كاهى * به چشم « حزين » قلندر 6760945 خ 0 7 خ نمايد همين از تو خواهد كه يك بار ديگر * زمين بوس درگاه حيدر نمايد نگويم دگر بيش ازين با ضميرت * كه آئينه را دم مكدر نمايد * * *