احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

15

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

اما بزرگمردان سخنور آزاده نيز كم نبوده و نيستند كه تنها فضيلت را ستوده و حق را تبليغ كرده‌اند و ازين رهگذر رنجها به جان خريده‌اند . با اين همه ، تا عصر صفوى در اين زمينه به اشعار زيادى برنمىخوريم زيرا تعصبات و مشاجرات مذهبى قرن پنجم و ششم هجرى كه تمام ايران را در بر مىگرفت آنچنان با كشاكشهاى جاهلانه و خونريزيهاى مغرضانه همراه بود كه شاعران شيعه كه در بيشتر شهرها در اقليت بودند ، يا شعرى در اين زمينه نمىسرودند و يا اگر شعرى مىگفتند براى آن كه دستخوش خشم عوام متعصب نشوند آن را ثبت و ضبط نمىكردند . خدا مىداند كه در اين مشاجرات چه كتابها و رساله‌ها و ديوان‌ها كه در آتش سفاهت و حماقت سوخته شد به حدى كه نامى از آنها بر جاى نمانده است . چون درين مجموعه تنها سخن از شاعران پارسى زبان و مدايح حضرت ثامن الحجج ( ع ) رفته است ، ما نيز به ياد كرد نام و ياد آنها مىپردازيم . نخستين چكامه‌اى كه درين مجموعه در مدح حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام آمده است از آن سنائى غزنوى است . ظاهرا پيش از او كسى در مقام مدح حضرت رضا ( ع ) برنيامده است و يا اگر قصايدى درين زمينه سروده شده يا از ميان رفته و يا ما بدان دسترسى نيافته‌ايم . اين قصيده چكامه‌اى است استوار و سخنانى است سخته ، بدور از الفاظ ناسنجيده و بر كنار از اغراقهاى شاعرانه . با تأسف بسيار ، در دواوين شاعران پارسى گوى ما تا زمان تيموريان و صفويان - تا آنجا كه ديده‌ايم - اشعار مدحيّه دربارهء حضرت رضا ( ع ) بسيار اندك است . از زمان تيمورى و بويژه از زمان صفويان كه انظار شيعيان آزادانه بسوى شمس الشموس و خطهء پاك طوس جلب شد و شيعه با استظهار به قدرت مركزى ، آزادى عمل و عقيده يافت و به زيارت بارگاه ملكوتى حضرت ثامن الحجج ( ع ) متمايل و نائل گرديد ، چامه‌هاى بلند و مدايح ارجمند دربارهء آن حضرت بسيار سروده شد . استاد دانشمند آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى درين باره چنين مىنويسد : « . . . از آمدن اسلام به ايران تا پايان دورهء مغولان مذهب رايج در نشأتگاه شعر فارسى مذهب حنفى بوده است ، نبايد توقع داشت شاعران ، شعر بسيارى در ستايش آل على ( ع ) سروده باشند ، بخصوص كه آنچه باقى مانده شعرهاى مدحى شاعران دربارى است كه براى نان سروده‌اند ، نه از روى عقيده و ايمان ، و شعرهايى كه زادهء احساس و