احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

97

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

[ 19 ] خالد نقشبندى : از مشايخ متأخر صوفيّه و از بزرگان فرقهء نقشبندى است . اصل او از سليمانيّه بود . مدتها در دمشق و شام به ارشاد خلق پرداخت . آثارش عبارتند از : ديوان اشعار فارسى ، فرائد الفوائد ، رساله الرابطه فى اصطلاح سادة النقشبنديّه . وى در سال 1242 قمرى در شام وفات يافت . در مدح امام هشتم ( ع ) « 1 » اين بارگاه كيست كه از عرش برتر است * وز نور گنبدش همه عالم منوّر است از شرم شمسه 0470945 خ 0 1 خ هاى زرش كعبتين 5570945 خ 0 2 خ شمس * در تخته نرد چرخ چهارم به ششدر است 3470945 خ 0 3 خ وز انعكاس صورت گل آتشين او * بر سنگ جاى لغزش پاى سمندر است نعمان خجل ز طرح اساس خور نقش 4470945 خ 0 4 خ * كسرى شكسته دل پى طاق مكسّر 5470945 خ 0 5 خ است بهر نگاهبانى كفش مسافران * بر درگهش هزار چو خاقان و قيصر است اين بارگاه قافله سالار اوليا است * اين خوابگاه نور دو چشم پيمبر است اين جاى حضرتيست كه از شرق تا به غرب * وز قاف تا به قاف جهان سايه گستر است اين روضهء رضاست كه فرزند كاظم است * سيراب نوگلى ز گلستان جعفر است سرو سهى ز گلشن سلطان اوليا است * نوباوهء صديقهء زهرا و حيدر است مرغ خرد به كاخ كمالش نمىپرد * بر كعبه كى مجال عبور كبوتر است تا همچو جان زمين تن پاكش به بر گرفت * او را هزار فخر بر اين چرخ اخضر است بر اهل باطن آنچه ز اسرار ظاهر است * در گوشهء ضمير مصفّاش مضمر است خورشيد كسب نور كند از جمال او * آرى جزا موافق احسان مقرّر است

--> ( 1 ) تحفهء سرمدى ، به كوشش محمد على فتى ، قم ، چاپ حكمت ، 1347 ش .