محمد على مجاهدى
705
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
در ماتمش از ديده چرا خون نفشانم ؟ * آخر سرِ يارست و ز اغيار خريدم ديگر نكنم واهمهء حشر ، كه اين سر * شمعىست كه از بهر شب تار خريدم از سرّ حقيقت مگر آگه شوم امشب * زر دادم و گنجينهء اسرار خريدم اى ديده ! تو را گر سر و سوداى تماشاست * آيينهء صد عزّت و ايثار خريدم دوزخ دگرى راست كه در بستهْ بهشتى * امشب من ازين لشكر خونخوار خريدم ( نظمى ) ! ز هنر هرچه به بازار جهان بود * سنجيدم و اين طبع گهربار خريدم « 1 » 98 . نگارنده ، عبد العلى « عبد العلى نگارنده در سال 1278 هجرى شمسى در اصفهان قدم به عرصهء حيات گذاشت و در همان شهر به كسب دانش پرداخت و از محضر بزرگان شعر و ادب بهرهمند شد . آنگاه براى تحصيل به بين النّهرين رفت و در آنجا به كسب علوم ادبيت و عربيت پرداخت و زبان عربى را آموخت و با زبان فرانسه نيز آشنايى يافت . از آن پس به ايران بازگشت و به خدمت ارتش درآمد و پس از سى سال خدمت صادقانه در سال 1336 با درجهء سرگردى بازنشسته گرديد . نگارنده سالها مقيم مشهد بود ، ازاينروى به شاعر خراسانى شناخته شد و در سال 1326 به تأسيس « انجمن ادبى فردوسى » همت گماشت و اين انجمن يكى از پربارترين انجمنهاى ادبى خراسان بود تا جايى كه شعرايى كه از نقاط مختلف ايران به مشهد مىآمدند در اين انجمن شركت مىكردند و از راهنمايىهاى او بهرهمند مىشدند . نگارنده تا زنده بود ، اين انجمن را داير نگاه داشت . وى غير از مجموعهء « شرار انديشه » - كه در سال 1344 به چاپ رسيد - دو رساله ديگر دارد به نامهاى : « الفباى شعر » و « آيين من » كه اوّلى دربارهء شعر و شاعرى و تحقيق دربارهء اوزان عروضى است و دومى رسالهاى آميخته از نظم و نثر دربارهء پارهاى از مباحث اعتقادى . نگارنده در آغاز شاعرى « سرباز » تخلص مىكرد و بعد نام خانوادگىاش را تخلص خود قرار داد و سرانجام در سال 1346 چشم از جهان فرو بست و در ابن بابويه تهران مدفون گرديد . « 2 »
--> ( 1 ) . ديوان نظمى تبريزى ، سال 1377 ، چاپ سوم ، بىتا ، بىجا . ( 2 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3679 و 3680 .