محمد على مجاهدى
690
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
و در كربلا با بوسه بر خنجر ، تمام كردى مرگ تو ، مبدأ تاريخ عشق آغاز رنگ سرخ معيار زندگىست خط با خون تو آغاز مىشود : از آن زمان كه تو ايستادى دين ، راه افتاد و چون فرو افتادى حق برخاست تو شكستى و « راستى » درست شد و از روانهء خون تو بنياد ستم سست شد در پاييزِ مرگ تو بهارى جاودانه زاييد گياه روييد درخت باليد و هيچ شاخه نيست كه شكوفهاى سرخ ندارد و اگر ندارد