محمد على مجاهدى
659
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
78 . محدثى ، جواد جواد محدثى به سال 1331 در شهر سراب به دنيا آمد و در دوران كودكى به همراه خانواده به قم عزيمت كرد و به تحصيل علوم كلاسيك و حوزوى پرداخت . محدثى از شعرا و نويسندگان نامآشناى معاصر است و از محبوبيت خاصى در ميان اهل قلم برخوردار مىباشند . از وى تاكنون بيش از چهل اثر در موضوعات مختلف دينى ، ادبى و هنر چاپ و منتشر شده است كه از آن ميان مىتوان به : آشنايى با اسوهها ، آشنايى با سورهها ، آشنايى با علوم قرآن ، آشنايى با معارف « الغدير » ، آينهء علىنما ، با اصحاب قلم ، چهل حديث ، فرهنگ عاشورا ، فرهنگنامهء عاشورا ، و هنر در قلمرو مكتب اشاره كرد . ازوست : شب عاشورا در شب پرشور عاشورا به دشت كربلا * تا سحر بيدار و شادانند اصحاب حسين صوت قرآن و نمازست و مناجات و دعا * روشنايى بخش ايشان ، نور مهتاب حسين * * * گفت با ياران و با اصحاب خود آن شب امام * چون كه فردا رو به رو با لشكر دشمن شوم جز شهادت نيست راه ديگرى در اين قيام * دوست دارم كشته در اين راه تنها من شوم * * * هر كه مىترسد ز جان خود درين جنگ شديد * خيزد و در پرده شب گيرد اكنون راه خويش هر كه مىخواهد كه فردا همرهم گردد شهيد * عهد بندد با خدايش در دل آگاه خويش * * * يكزبان گفتند هريك : اى عزيز فاطمه ! * كى تو را تنها واگذاريم و ازين صحرا رويم نيست ما را اى حسين از اين شهادت واهمه * اى خوشا با روسپيدى ما ازين دنيا رويم . . . * * * يكزبان گفتند كى امشب به پايان مىرسد ؟ * كى شود فردا كه جان در يارى قرآن دهيم ؟ حال ما بعد از شهادت چون به پاكان مىرسد * كى شود پيش امام خود خدايا جان دهيم ؟ . . .