محمد على مجاهدى

651

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

ناكرده شرم يكسره آن قوم كينه‌جوى * كردند همچو سيل به سوى خيام روى از خيمه تا بلند شد از خصم هاىوهوى ( اهل حرم دريده گريبان ، گشوده موى ) * ( فرياد بر در حرم كبريا زدند ) افتاد در ملايك افلاك اضطراب * كز ظلم و جور و كينه نكردند اجتناب بر حال اهل بيت ، دلِ سنگ مىشد آب ( روح الامين نهاده به زانو سر حجاب ) * ( تاريك شد ز ديدن آن چشم آفتاب ) 75 . لاهوتى ، حسين حسين لاهوتى متخلص به « صفا » و مشهور به صفاى لاهوتى در سال 1306 ه . ش در كاشان به دنيا آمد و به سال 1378 ه . ش در هفتاد و دو سالگى در تهران بدرود حيات گفت . وى پس از پايان تحصيلات متوسطه از زادگاه خود به تهران رفت و در بانك صنعتى و سپس در سازمان ريشه‌كنى مالاريا به كار مشغول شد و به سال 1345 به افتخار بازنشستگى نايل آمد . وى پس از پيروزى انقلاب ، به عنوان دبير شوراى شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى انتخاب شد . لاهوتى در طول هشت سال دفاع مقدس ، بارها در جبهه‌ها و مناطق مختلف عملياتى حضور يافت و با سروده‌هاى خود رزمندگان اسلام را به پايدارى در برابر دشمن فراخواند . مردى بود ساده و بىپيرايه ، خاكىنهاد و فروتن و دوست داشتنى ، منظومهء « ساغر و سامان » ، تضمين ترجيع‌بند توحيدى هاتف اصفهانى ، تدوين و تصحيح ديوان نور الدين محمد نجيب كاشانى از آثار چاپى اوست و ديوان اشعار وى نيز به سال 1379 يك سال پس از مرگش توسط انتشارات آفرينش چاپ و منتشر شد . ازوست : اى برادر ! كيميا دانى كه چيست ؟ * كيميا ، عشق‌ست غير از عشق نيست كيمياگر ، عاشق دلسوخته‌ست * شمع جان از نور حق افروخته‌ست عاشق آن باشد كه در ميدان عشق * جان شيرين مىكند قربان عشق نيست بين عاشقان باصفا * پاكبازى چون شهيد كربلا . . .