محمد على مجاهدى

652

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

بود معشوقش خداوند كريم * خالق يكتاى رحمان و رحيم وصف اين معشوق و عاشق كى توان * شرح كردن ، با نوشتن ، با بيان ؟ ! . . . تا فتاد از خانهء زين بر زمين * ولوله افتاد بر عرش برين زين مصيبت در عزا گردون نشست * كربلا ، يك سر به موج خون نشست از جفا و جور و ظلم خاكيان * خاست فرياد از دل افلاكيان قدسيان زين ماجرا جبران شدند * سر به زانو برده و ، گريان شدند اى حسين ! اى زيب دامان بتول ! * اى حسين ! اى نور چشمان رسول ! اى ز تو دين محمّد پايدار * وز تو اركان شريعت استوار اى ز تو نخل عدالت پرثمر * كاخ بيداد و ستم زير و زبر اى شفيع روز محشر ، يا حسين ! * شيعيان را يار و ياور ، يا حسين ! 76 . مجاهدى ، محمد على ( پروانه ) در سال 1322 در خانواده‌اى مذهبى در شهر قم به دنيا آمدم . پدرم مرحوم آيت الله آقا ميرزا محمد مجاهدى تبريزى از اساتيد طراز اوّل حوزهء علميهء قم ، جدّ پدرىام مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج ميرزا على اكبر مجاهد قرجه داغى از پيشقراولان نهضت مشروطيت در آذربايجان ، و نياى مادرىام مرحوم آيت الله العظمى حاج سيد حاج آقا ميلانى از مراجع تقليد روزگار خود به شمار مىرفتند . تحصيلاتى ابتدايى و متوسطه را در شهر زادگاهم به پايان بردم و پس از استخدام در وزارت آموزش و پرورش به تحصيلات خود ادامه دادم و به مدت سه سال به تحصيل ادبيات عرب پرداختم و بعدا با ورود به مدرسه عالى قضائى قم ، در رشتهء حقوق قضايى فارغ التحصيل شدم . از سنّ 18 سالگى به سرودن شعر پرداختم و با حضور در انجمن ادبى قم و محافل ادبى تهران از محضر اساتيدى چون استاد محمد على ناصح رئيس انجمن ادبى ايران و استاد محمد على فتى تبريزى بهره‌ها بردم .