محمد على مجاهدى
645
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
خاك را ، باران تير و نيزهها سيراب كرد * « گلشن زهرا » ولى در زير باران سوخته كاروان مىرفت و بيرق از سر خورشيد داشت * بود بر بالاى نى برگى ز قرآن سوخته كاروان مىبرد زينب را به سوى سرنوشت * داشت در صحرا ولى جا ماندهاى ، آن سوخته لالهاند آن زخم بر دوشانِ خونين پيرهن ؟ * يا زمين از آتش داغ عزيزان سوخته ؟ كيست تا در پارهاى از بوريا پنهان كند * جسم صد چاكى كه بر ريگ بيابان سوخته ؟ 74 . كىمنش ، عباس ( مشفق ) عباس كىمنش متولد كاشان و تخلّص شعرىاش « مشفق » است . در سال 1304 به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود به پايان برد و به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد . تحصيلات خود را ضمن خدمات آموزشى دنبال كرد و سرانجام در رشتهء علوم بازرگانى و حسابدارى به دريافت فوق ليسانس از دانشگاه تهران نايل آمد . مشفق از غزلسرايان طراز اوّل روزگار ماست و در زمينهء شعر آيينى نيز داراى آثار بلند و ماندگارى است و منظومهء « صلاى غم » اين استاد گرانقدر و فرهيخته در ميان آثار عاشورايى زمانهء ما از منزلت خاصّى برخوردار است . آثار قلمى بسيارى تاكنون از استاد مشفق منتشر شده و مورد اقبال جامعهء ادبى كشور قرار گرفته است . شباهنگ ، خاطرات جوانى ، شراب آفتاب ، سرود زندگى ، آذرخش ، آيينهء خيال ، سرود سرخ بهار ، هفت بند التهاب و پنجرهاى رو به آفتاب نمونهاى از آنهاست . استاد مشفق كاشانى با هميارى استاد محمود شاهرخى ، برگزيدههايى از اشعار آيينى در زبان فارسى را با عناوين مختلف در مدايح و مراثى اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) توسط انتشارات اسوه به چاپ رسانيده كه مورد استفاده علاقمندان به شعر و ادب شيعى قرار گرفته است و تلاش مبارك ايشان در نشر معارف آل اللّه ستودنى است . استاد مشفق تضمين ماندگارى از تركيببند بلند عاشورايى محتشم كاشانى دارد كه بارها با عناوين « زينة المراثى » و « صلاى غم » به زيور طبع آراسته شده و مورد اقبال شيفتگان فرهنگ عاشورا قرار گرفته است اين اثر به تنهايى مىتواند براى هميشه نام و ياد استاد را زنده نگاه داشته و هر خوانندهاى را به خاطر قدرت طبع و ارادت قلبىاش به سالار شهيدان حسين بن على ( ع ) به تحسين وادارد . در اينجا چهار بند از دوازده بند « صلاى غم » آورده مىشود :