محمد على مجاهدى

631

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

دل تو بود پر از شور و اشتياق حسين * كه لحظهْ لحظهء عمرت ازين حكايت داشت حسين نيز به شايستگى ، نثار تو كرد * هر آن چه عاطفه و التفات و رأفت داشت نبود حاجت بوسيدنِ گلوى حسين * حسين با تو هزاران هزار حجّت داشت حسين از تو جدايى نداشت در هر حال * مگر به خاطر انسى كه با شهادت داشت چراغ آخرتش باد شاعرى كه سرود * سه بيت ناب كه دنيايى از طراوت داشت « نه ذو الجناح دگر تاب استقامت داشت » * « نه سيد الشهدا بر جدال ، طاقت داشت » « هوا ز جور مخالف چو نيلگون گرديد » * « عزيز فاطمه از اسب سرنگون گرديد » « بلندْ مرتبه شاهى ز صدر زين افتاد » * « اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد » ستارهء سحر تو كه روى خاك افتاد * هزار و نهصد و پنجاه و يك جراحت داشت من و مكارم اخلاق زينبى ؟ هيهات ! * كجا برابر خورشيد ، ذرّه جرأت داشت ؟ تو آن يگانه اسيرى كه در چهل منزل * به دوش خستهء خود كوهى از رسالت داشت تو آفتاب حقيقت شدى به بزم يزيد * كه سعى بيهده در محو واقعيّت داشت تو خطبه خواندى و برهم زدى اساس ستم * ستمگر از سخنت جا به خاك ذلّت داشت تو خطبه خواندى و سوزاندى و مجسّم شد * على ، كه در سخنش گرمى فصاحت داشت پيام خون و شرف را به شام و كوفه رساند * صلاى روح نوازت كه رنگ محنت داشت به هر بهانه به تفسير انقلاب نشست * كلام روح فزايت كه رنج غربت داشت هلال يكشبه‌ات جلوه كرد از سرِ نى * كه با تو سوخته دل اشتياق صحبت داشت پس از زيارت خون سر تو از محمل * ( شفق ) طلوع نمىكرد اگر مروّت داشت « 1 » 65 . فتى تبريزى ، محمد على ( فتى ) استاد محمد على فتى به سال 1301 ه . ش در شهر تبريز و در خانواده‌اى مذهبى ( معروف به دوزدوزانى ) به دنيا آمد و در سال 1365 ه . ش در سنّ 64 سالگى در اثر ابتلاء به سرطان ريه در تهران درگذشت .

--> ( 1 ) . صد سال شعر خراسان ، ص 637 تا 639 .