محمد على مجاهدى

611

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

53 . صائم كاشانى ، على اصغر ( صائم ) نامش على اصغر ، زادگاهش كاشان و متولد سال 1331 است . وى تحصيلات دوره ابتدايى و متوسطه را در كاشان به پايان برد و از اوان نوجوانى به سرودن شعر پرداخت و ديرى نپاييد كه از چهره‌هاى مطرح شعر كاشان درآمد . در سال 1364 به تأسيس « انجمن ادبى سخن » در كاشان همت گماشت و به تربيت استعدادهاى شاعران جوان پرداخت . در حال حاضر مسئوليت بانك مخمل و ابريشم كاشان را بر عهده دارد . وى شاعرى است سختكوش ، آشنا با معيارهاى شعر سنّتى و در انتخاب واژه‌ها و تركيبات تازه موفق . طبع او از ميان قالب‌هاى سنّتى شعر به غزل گرايش بيشترى دارد و غزليات او سرشار از عاطفه و تصوير است . از آثارى كه تا كنون منتشر كرده است مىتوان از « خورشيدسرايان يا شاعران عاشورايى كاشان » و سه مجموعه شعرى با عناوين : « بلور اشك » و « شكار ستاره » و « ديوان عشق » نام برد . ازوست : درياى عطش درياى عطش ، لبان پرگوهر تو * گلزخم هزار خنجر و حنجر تو هنگام غروب بود و مىكرد طلوع * از مشرق نيزه آفتاب سر تو لوح فلق تا لوح فلق ، نقش به نام تو گرفت * خورشيد ، فروغ از پيام تو گرفت اى خون تو جارى به رگ سرخ حيات ! * اسلام ، قوام از قيام تو گرفت خون خدا اى آفتاب ! زخم تنت را شماره نيست * در كهكشانِ جسم تو غير از ستاره نيست ما را به زخمهاى تنتِ از سپهر چشم * غير از ستاره ريختن اى ماه ! چاره نيست اى آسمان ! چگونه تو را دل ز غم نسوخت * در سوگ مهر ؟ گر دلت از سنگ خاره نيست محمل ببست سوى عراق از حجاز و ، گفت : * « در كار خير ، حاجت هيچ استخاره نيست » جان را سپرد دست خدا ، ناخداى عشق * جز وصل يار ، بحر وفا را كناره نيست « صائم » ! عروس باور و انديشهء تو را * غير از ولاى خون خدا طوق و ياره نيست