محمد على مجاهدى
605
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
نسل اميّة را ، همه بدنام روزگار * فرّ و شكوه آل على جاودان نگر نفرين و طعَنِ زادهء مرجانه و يزيد * در هر ديار بشنو و بر هر زبان نگر نام شكوهمند حسين و درود او * بر هر زبان به عرصهء گيتى ، روان نگر مىخواست خصم تا كه نماند نشان ازو * هر جا به يمن دولت حق ز او نشان نگر شاهى كه بُد برهنه تن او به روى خاك * از طاق عرش بر سر او سايبان نگر ماهى كه مىتپيد چو ماهى به موج خون * برتر جلال مرقدش از فرقَدان « 1 » نگر هيچ اعتماد ( جذبه ) ! بر اين روزگار نيست * در دهر غير دولت حق ، پايدار نيست « 2 » 49 . شرافت ، سيد محمد جواد در سال 1360 در شهر قم به دنيا آمد . و تحصيلات دورهء متوسطه را به پايان برد و هم اكنون در حوزهء علميهء قم به تحصيل علوم دينى اشتغال دارد . وى از چهرههاى جوان و بااستعداد شعر آيينى است . و آيندهء روشنى را از هم اكنون مىتوان براى او پيشبينى كرد . شب عاشورا پريشانم وَ مىدانم برادر ! * كه فردا بىتو مىمانم ، برادر ! تيمّم مىكنم بر خاك راهت * نماز صبر مىخوانم برادر ! شام عاشورا مىسوخت دلش ، وَ پيكرش مىلرزيد * در آتش كينه ، خيمهها را مىديد شب بود ، ولى از آسمان چشمش * خورشيدترين ستارهها را مىچيد زبان حال حضرت سكينه ( س ) با حضرت علىّ اصغر ( ع ) گفتم به عمو : برو كمى آب بياور * يك جرعه از آن جارى ناياب بياور او رفته كه با مشكِ پر از آب بيايد * لب تشنهء من ! فقط كمى تاب بياور
--> ( 1 ) . فرقدان به فتح اول و سوم : نام دو ستاره نزديك قطب شمالى ، در زبان فارسى اين دو ستاره به دو برادران و دو برارو مشهورند . ( 2 ) . اين بند آخر از دست نوشتهء استاد شاهرخى كه طى مرقومهاى براى نگارنده فرستاده بودند ، نقل شد .