محمد على مجاهدى
564
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
شد عرش و فرش لجّهء خون از هجوم اشك * در ماتم تو خيل ملك تا گريستند تنها نشد به سوك تو اسلام داغدار * بر ماتم تو راهب و ترسا گريستند آن كس كه در عزاى تو گريان نشد ، كه بود ؟ * چشمش چو چشم من گهر افشان نشد ، كه بود ؟ « 1 » بندهشتم من كيستم ؟ فروغ سپهر امامتم * نور خدا و معنى سرّ ولايتم هر جا كه عشق جلوه كند ، حسن يوسفم * هر جا عفاف پرده كشد ، راز خلوتم در بارگاه قدس نبردهست هيچكس * حتّى فرشته ره به حريم جلالتم از جلوهء عفاف به گردون نديده است * حتى ستاره پرتوى از رنگ عفّتم خوارم مبين يزيد به بزمت از آنكه هست * ذرات كاينات گواه اصالتم من زينبم ، سلالهء زهراى اطهرم * دخت امام و ، زادهء پاك پيمبرم « 2 » هر بند از اين تركيببند عاشورايى در شش بيت سامان يافته و جمعا داراى 72 بيت مىباشد . 25 . جودى ، عبد الجواد نامش عبد الجواد متخلّص به « جودى » از مردم « عنبران » - سه فرسخى مشهد - است . . . . به طورى كه در ديباچهء چاپ دوم كتاب « جودى » كه در سال 1303 قمرى در مشهد به طبع رسيده ، نوشتهاند : نخستين بار ديوان « جودى » به امر ناصر الدين شاه چاپ شد ، ميرزا سعيد خان وزير معروف امور خارجه كه آن وقت نيابت توليت آستان قدس را داشته در چاپخانهء سنگى متعلّق به آستان قدس چاپ كرده است و گويا اولين كتابى بوده كه در آن چاپخانه طبع شده است و آن به خطّ « ميرزا شفيع اعتماد التوليه » در سال 1299 قمرى بوده است . بارى « جودى » در سال 1301 قمرى درگذشته و در اتاقى از صحن نو ، كنار مقبرهء شيخ بهايى مدفون گرديده و اختر طوسى قطعهاى در رثاى وى سروده كه اين مصراع : « كند حسين بروز جزا
--> ( 1 ) . مجموعه شعر ( ديدار ) ، جواهرى وجدى ، ص 128 . ( 2 ) . همان ، ص 129 .