محمد على مجاهدى

529

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

وى مردى است به معناى واقعى كلمه متدين و متعهد به مبانى اسلام و انقلاب و در اشعار آيينى او مفاهيم ارزشى موج مىزند . « خون‌هايى كه تا رستاخيز مىجوشد » از مجموعه شعرهايى است كه تاكنون از او چاپ و منتشر شده است . و اصل را بايد از پيش‌كسوتان شعر آيينى معاصر به شمار آورد اگرچه در شعر مقاومت نيز داراى تجربه‌هاى موفّقى است . مقصود شاه دين فكر تو واژگونه و پندار تو خطاست * كرده عبادت بت و پنداشتى خداست تو بندهء هوى و حسين عاشق خدا * آزادگى ، عزيز من ! از بندگى جداست از نهضت حسين بخوان مقصد حسين * كان رادمرد را چه ازين كار مدّعاست جان داد و ، تن نداد به ذلّت كه تا ابد * اين نكته را بداند هركس به هر كجاست : تن دادنِ به ذلت و تعظيم زور و زر * از دين ما جدا و به آيين ما خطاست تكريم طاغيان و پرستش به غير حق * معمول جاهليّت و خود سير قهقراست در بندِ بندگى و كشى بارِ ظلم و زور * فرياد يا حسين كشى كاين حسين ماست ! خود مىكُشى مرام حسين و ، همى زنى * زنجير و طبل و بوق كه مقتول اشقياست . . . از آن بزرگ نهضت و از اين مهين قيام * مقصود شاه دين نه همين ماتم و عزاست آرى حسين زادهء آزادهء علىست * آرى حسين مقصد و منظور مصطفىست در راه راحت بشر از يوغ بندگى * شاهنشهى كه رأس شريفش به نيزه‌هاست بگذشت زان چه بود سِوى اللّه و ، زد علَم * آنجا كه از مقام علا فوق ماسواست . . . ( و اصل ) ! بس‌ست اگرچه نمىخشكد اين قلم * از شعلهء زبان تو هم آتشى به پاست « 1 » 3 . آقاسى ، محمد رضا آقاسى از چهره‌هاى نام‌آشناى شعر آيينى به شمار مىرفت و حضور او در مراسم آيينى با اقبال چشمگيرى رو به رو بود . با آنكه تحصيلات كلاسيك آقاسى در پايان دورهء راهنمايى متوقّف شد ، ولى شركت فعال او در كانون‌هاى ادبى و جلسات شعرخوانى و نيز مصاحبتى كه با تنى چند از نام‌آوران شعر

--> ( 1 ) . خون‌هايى كه تا رستاخيز مىجوشد ، محمد آزادگان ( و اصل ) ، ص 65 و 66 .