محمد على مجاهدى

46

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

27 . على اكبر ( بسمل ) شيرازى ( 1187 - 1263 ) از دانشمندان و شاعران سدهء سيزدهم هجرى است : از فحول علماى اعلام و زبدهء فضلاى عظام . . . در سلسلهء مدرسين شيراز است . عمّش آقا بزرگ مدرس مدرسهء حكيم و پدرش آقا على نقيب و خودش ملقب به نواب است . در خدمت خاقان مرحوم و فرمانفرماى مبرور نهايت عزت و احترام داشته ، در مراتب علمى هم اغلب طلبهء شيراز از مدرس ايشان استفاضه مىكرده‌اند و هنوز بدان مفتخرند كه از تلاميذ نواب‌اند . در فنون علم بهرهء كامل داشته و بيشتر همت به تأليف و تدريس مىگماشته . از مشاهير تأليفاتش نور الدّرايه و شرح سى فصل خواجه نصير است و حاشيه بر مدارك و حاشيه بر تفسير قاضى بيضاوى و تذكرهء دلگشا مشتمل بر نظم و نثر . . . و بحر اللآلى كه بنيان چهارده مجلد گذاشته ، هر جلدى مشتمل بر حال يكى از معصومين سلام اللّه عليهم - و تا حال حضرت رضا عليه السلام را تمام كرده ، باقى را موفق به اتمام آن نشده است . رحلت ايشان در سال هزار و دويست و شصت و سه و مدفن‌شان حسب الوصية در بقعهء جناب امير سيد محمد عليه السلام در پايين پاى مبارك است . « 1 » در شب عاشورا شبى چون شب هجر ، پر تاب و تب * چو شام پدر مردگان ، باتعب كواكب ، سراسر ز شب تا سحر * ز سوز جگر آمده نوحه‌گر بنات از سر قطب در پيچ و تاب * روان تا سحر كرده از ديده آب به مغرب ، شه اختران مانده مات * شده بر سر نعش گريان بنات سيه‌جامه ، كيوان ز دور سپهر * خراشيده ناهيد از غصّه چهر « 2 » 28 . منصف قاجار ( 1227 - 1264 ) نامش محمد زمان فرزند فضلى على خان قاجار از طايفهء قوانلو و متخلص به ( منصف ) است . رضا قلى خان هدايت مؤلف مجمع الفصحاء در شرح احوال وى مىنگارد : « . . . جوانى خجسته آداب است ، نيك‌ذات و نيكوصفات . . . پيوسته به تهذيب اخلاق و تكميل نفس ، ساعى و شايق است و وارسته از قيود علايق . از كمالات صورى و معنوى با بهرهء وافى است

--> ( 1 ) . حديقة الشعراء ، ج اول ص 242 و 243 . ( 2 ) . همان ، ص 244 .