محمد على مجاهدى
412
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
و منزلتى ندارد . « انابتنامهء » او كه حاوى نثر و نظم است حال و هواى نيايشى دارد و خواندنى است و برخى از غزليات عاشورايى وى نيز شور و حال خاصى دارد . دامنهء تأثير آثار عاشورايى صفائى جندقى شهرت ادبى خود را مرهون تركيب 114 بندى خود است كه در مراثى سالار شهيدان سروده است . تركيببند عاشورايى صفائى جندقى علىرغم جاذبههايى كه دارد ، يكدست نيست ، ولى داراى بندهاى ممتازى است كه از ديرباز مورد عنايت شيفتگان ادب عاشورا قرار داشته است . خصوصا اولين و بيست و نهمين بند آنكه از آثار فخيم و ماندگار شعر عاشورا در زبان فارسى به شمار مىرود و الهام بخش شاعران آيينى در سرودن اشعار ماتمى است ، و نوحههاى عاشورايى او نيز رهگشاى نوحهسرايان حسينى بوده و هست . برگزيدهء آثار عاشورايى در اين قسمت برگزيدههايى از اشعار ماتمى صفائى جندقى را ارايه مىكنيم و مشتاقان ديگر آثار عاشورايى او را به مطالعهء ديوان اشعارش فرا مىخوانيم : اولين بند از تركيب 114 بندى اى از ازل به ماتم تو در بسيط خاك * گيسوى شام باز و ، گريبان صبح چاك خود نام آسمان و زمين ، آن چه اندر او * از نامهء وجود چه باك ار كنند چاك ؟ تا جسم چاك چاك تو عريان به روى دشت * جان جهانيان همه زيبد به زير خاك ارواح ، شايد ار همه قالب تهى كنند * تا رفت جان پاك تو از جسم تابناك . . . تخت زمين به جنبش اگر اوفتد ، چه بيم ؟ * رخش سپهر از حركت ايستد چه باك ؟ هم ، آه سفليان به فلك خيزد از زمين * هم ، اشك علويان به سمك ريزد از سماك خون تو آمده است امان بخش خون خلق * خون را به خون كه گفته نشايد نمود پاك ؟ ! تنها مقيم بارگهت ، قلبنا لديك ! * سرها نثار خاك رهت ، روحنا فداك ! . . . خاك سيه به فرق قدح خوارهاى ، كه فرق * نشناخت خون پاك تو از شير دخت تاك . . . خوناب دل ز ديده ( صفائى ) بيا ببار * شرحى ز سرگذشت شهيدان كن آشكار « 1 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 273 و 274 .