محمد على مجاهدى
408
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
بيت رابط بند هفتم تنها نه زين قضيه ، دل بو تراب سوخت * موسى در آتش غم و ، يونس در آب سوخت مطلع بند هشتم قتل شهيد عشق نه كار خدنگ بود * دنيا براى شاه جهاندار ، تنگ بود بيت رابط بند هشتم از تير كين چو كرد تهى شاه دين ركاب * آمد فرا به گوش وى از پرده اين خطاب مطلع بند نهم كاى شهسوار باديهء ابتلاى ما ! * بازآ ، كز آن توست حريم لقاى ما بيت رابط بند نهم زينب چو ديد پيكر آن شه به روى خاك * از دل كشيد ناله به صد درد سوزناك مطلع بند دهم كاى خفته خوش به بستر خون ! ديده باز كن * احوال ما ببين و ، سپس خواب ناز كن بيت رابط بند دهم پس چشمهسار ديده ، پر از خون ناب كرد * با چرخ كجمدار به زارى خطاب كرد مطلع بند يازدهم كاى چرخ سفله ! داد ازين سرگرانيا * كردى عزيز فاطمه خوار و ، ندانيا ! بيت رابط بند يازدهم آتش شو اى درون و بسوزان زبان من * اى خاك بر سر من و اين داستان من ! 32 . ناصر الدين شاه قاجار ( مقتول به سال 1313 ه . ق ) [ زندگينامه ] وى پس از پدرش محمد شاه با كاردانى ميرزا تقى خان امير كبير در سال 1264 ه . ق به سلطنت رسيد . ولى اين پادشاه خودكامه و جوان بر اثر سعايت بدخواهان هنوز چهار سال از صدارت امير كبير نگذشته بود كه او را از سمت خود خلع و به فين كاشان تبعيد كرد و پس از گذشت چهل روز به قتل وى فرمان داد و بارقهء اميدى كه در دل ملت براى آبادانى و ترقى