محمد على مجاهدى

375

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

دامنهء تأثير آثار عاشورايى وفائى شوشترى از چهره‌هاى ممتاز و شاخص شعر آيينى در سدهء سيزدهم هجرى است ، ولى متأسفانه به جز خواص از اهل ادب ، با آثار او آشنايى چندانى ندارند و نام اين شاعر بااخلاص و تواناى آيينى و آثار منظوم پرشور او را هاله‌اى از گمنامى فرا گرفته است و آن چه از آثار او مورد استفادهء ستايشگران آل اللّه بوده و هست فرازهايى از قصايد پرشور او در مناقب امير مؤمنان ( ع ) مىباشد و مراثى رسا و شيواى او به دست فراموشى سپرده شده است . برگزيدهء آثار عاشورايى مرحوم وفائى شوشترى داراى آثار ماتمى پرشورى در انواع قالب‌هاى شعرى است و تركيب 23 بندى او نيز در ميان مراثى منظوم وى داراى منزلت خاصى مىباشد . وى در اشعار خود ، از صنعت مبالغه ، فراوان بهره برده است . مثنوى عاشورايى وى ، نمونهء بارز مبالغه و حتى غلوّ است كه نشان از علاقهء فراوان وى به شهيد كربلا دارد . براى تيمّن و تبرّك ، برگزيده‌اى از آثار منظوم عاشورايى او را براى ثبت در اين تذكره انتخاب كرده‌ايم : در حماسهء شهادت حضرت عباس ( ع ) عباس اگر كه دست به شمشير برزند * يك‌باره شعله بر همهء خشك و تر زند از تيغ آبدارش اگر يك شراره‌اى * گردد عيان ، به خرمن هستى شرر زند از قتل خود خبر نشود تا به روز حشر * بر فرق هر كه تيغ بلا بى خبر زند از بس كه هست چابك و چالاك و تند و تيز * شمشير نارسيده به مغفر ، به سر زند ! سازد دو نيم پيكر او ، بىزياد و كم * از خشم هر كرا كه به سر يا كمر زند . . . گر يك شرر ز شعلهء تيغش رسد به خصم * تا روز حشر نعرهء : هذا السَقَر زند . . . ما را زبان به وصف تو قاصر بود ، ولى * گنجشك قدر همت خود بال و پر زند تا شد به مدحت تو ( وفائى ) سخن‌سراى * نطقش هزار طعنه به قند و شكر زند سقا نديدم و نشنيدم به روزگار * از سوز تشنگى ، شررش بر جگر زند « 1 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 77 و 78 .