محمد على مجاهدى
288
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
ناگه ز شست ظلم خدنگى كه ناوكش * بودهست تيز بر صف نشتر آه آه ! بر حلق خشك تشنه آن نازنين رسيد * جاگير گشت بر گلويش تا پر آه آه ! از حلق او گذشت و به بازوى شه نشست * يك تير را نشانه دو آمد بر ! آه آه ! خم شد ز بار درد قد شاه چون كمان * كان تير را كشيد از آن حنجر آه آه ! از كف فشاند خون گلويش به سوى چرخ * يك قطره برنگشت از آن ديگر ، آه آه ! . . . زنگ شفق به دامن گردون نيلگون * ز آن خون نشانهدان و نما باور آه آه ! آن دم كشيد اصغر لب تشنه از جگر * آهى كه سوخت از تف آن ، اختر آه آه ! لختى نظر گشود به آن باب مهربان * رفت از كنار او به لب كوثر آه آه ! طفل حسين ز ناقه صالح به نزد حق * نبوَد ز روى مرتبه خود كمتر آه آه ! از بهر كشتن شترى ، كرد حق غضب * بر قتل شيرخواره شير نر ، آه آه ! خواهد غضب نمود به خوانخواهىاش كه هست * خوانخواه شير صف شكن صفدر آه آه ! آخر گر انتقام كشد اول است آن * سرِّ حديث « يُمهِل و لا يمهل » « 1 » است آن « 2 » بند نهم از نظام سوم تا نيّر سپهر خلافت ز زين فتاد * گفتى كه آفتاب به روى زمين فتاد گفتى طناب لنگر فُلك فَلك گسيخت * گفتى ستون خيمه چرخ برين فتاد گفتى : ز چرخ آمده روح الامين به خاك * گفتى : ز دار عيسى گردون نشين فتاد تا مهر چرخ جود به خاك بلا نشست * تا ماه آسمان سخا بر زمين فتاد برجيس مشتريش شد از منظر ششم * كيوان به خاك از فلك هفتمين فتاد . . . آيين كفر يافت ز اهريمنان رواج * وز دست حقپرست سليمان نگين فتاد يأجوج فتنه ، گشت عجبكاران به دهد * ز آن رخنهاى كه در سدِ دين مبين فتاد از نو شكست گوهر دندان مصطفى * وز سر شكاف بر سر يعسوب دين فتاد
--> ( 1 ) . صورت كامل اين حديث در روضة الشهدا هم آمده است : در ان اللّه يمهل و لا يهمل . ر . ك : به پاورقى ، ص 120 ديوان فدايى مازندرانى . ( 2 ) . همان ، ص 117 تا 120 .