محمد على مجاهدى

257

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

روزى كه اهل بيت رسالت به شام شد * يكباره صبح شام مبدّل به شام شد ز آن بوم شوم از پى نظّاره مرد و زن * آن يك به برزن آمد و اين يك به بام شد از يكدگر به جست و خبر ديده بازشان * تا بر سُلالگان رسول انام شد كاين آهو از چه دشت اسيرِ سمند گشت ؟ * وين بلبل از چه باغ گرفتار دام شد ؟ بستند بالشان ز چه در شرع مصطفى ؟ * صيد كبوتران حرم گر حرام شد تا باخبر كه شاه شهيدش - به نيزه سر - * مشهود خاص آمد و منظور عام شد در خنده آن‌كه سكه به اسم يزيد گشت ! * در طعنه اين كه خطبه به نام امام شد ! با هم به مژده كز اسراى سپاه ما * كاخ امير پر ز كنيز و غلام شد ! مانند جغد نوحه‌گرىشان به صبح و شام * در شام تا مقيم به ويرانه‌شان مقام « 1 » بر اين قتيل نوحه‌سرا جبرئيل باد ! * خونخواهىاش به عهده ربّ جليل باد ! زين كج خرام ناقه چو بطحا در انهدام * گو منهدم حريم حرم هم ز پيل باد ! در تاب « 2 » آفتاب جگر گوشه رسول * شرمندگى ز سايه باغَش خليل باد ! در بحر خون عزيز پيمبر چو غوطه‌ور * گو يوسفى فتاده به درياى نيل باد ! هجرت گزين ز كشور هستى چو شاه دين * خضرش هم از زمانه زمان رحيل باد ! با جان دردناك چو خيزد ( شرر ) ز خاك * بر لب شفاعتش ز امام عليل باد « 3 » در عين اضطراب چو خواهند ازو حساب * روز جزا رسول امينش وكيل باد ! خلقى چو تشنه‌كام در آن رستخيز عام * از كوثرش تمتع و از سلسبيل باد ! آرايشى ز حُلّهء جنّت چو بر تنش * طوبى و سدره نيّر بر سر سايه افكنش « 4 »

--> ( 1 ) . تشبيه نوحه‌گرىهاى اسراء - عليه السلام به آواى شوم جغد نهايت بىذوقى و ترك نزاكت است . ( 2 ) . حرارت و گرمى . ( 3 ) . در جاى ديگر از اين تركيب‌بند نيز از امام سجاد ( ع ) بدين گونه ياد شده كه دور از مقام شامخ امامت است . ( 4 ) . ر . ك : فغان‌دل ، مجموعه اشعار حسينعلى بيك شرر بيگدلى آذرى قمى به كوشش شمس الدين محمد على مجاهدى ( پروانه ) ، قم ، موسسه مطبوعاتى دار العلم ، ارديبهشت ماه 1349 .