محمد على مجاهدى
226
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
بىمهرى و بىانصافى در مورد آنان سخن مىگويد ولى در شرح حال و آثار شعراى معاصر و معاشر با خود كه از همراهان او در نهضت بازگشت ادبى هستند به تفصيل مىگرايد و دهها صفحه از تذكرهء خود را براى هريك از آنان تخصيص مىدهد . وى در دو سبك خراسانى و سبك عراقى طبعآزمايى مىكرده ، در سرودن ساقىنامه و مغنىنامهء خود از شيوهء كلامى حافظ سود جسته و در مثنوى يوسف و زليخا خويش از سبك عبد الرحمن جامى پيروى كرده است . آذر در انواع قالبهاى شعرى ، آثار رسا و شيوايى دارد كه از ديرباز مورد عنايت اهل ادب قرار گرفته است . دامنهء تأثير آثار عاشورايى اگرچه آذر در ستايش ممدوحان خود ، به مناسبت از ائمهء اطهار عليهم السلام نام مىبرد و مرتكب قياس مع الفارق مىشود « 1 » ولى در قصايد مناقبى خود در مناقب آل اللّه ، ايمان قلبى خود را به عظمت وجودى اين ذوات مقدس به تصوير مىكشد و بايد آثارى از اين قبيل را كه نمونهء آن ذكر شد به حساب شاعرانگى او گذاشت نه معتقدات قلبى او . از آذر يك رباعى ماتمى در رثاى امام حسن و امام حسين عليهما السلام به يادگار مانده كه از لحاظ مضمون بيمانند است : آه از حسنين ، كز جهانْ شيون و شين * سر زد ز غم آن دو امام كونين اى واى از آن زمان كه خورد آب : حسن ! * فرياد از آن دم كه نخورد آب : حسين ! « 2 » و در ابيات پايانى يكى از منظومههاى مثنوى او ، جلوههاى ماتمى ژرفى را مشاهده مىكنيم : احمد اندر غار ، از مردان نهان * خاطر بوجهليان ، شاد از جهان ! شير يزدان ، جرعه نوش از زهر تيغ * پور ملجم ، مسرت عشرت ، اى دريغ ! فاطمه را ، سينهء پرداغ محسن * جان جعده ، شاد از قتل حسن ! اهل بيت احمدى ، در اضطراب * آل سفيان ، رفته در بستر به خواب ! تشنگان كربلا ، زار و غمين * كوفيان ، سيراب از ماء معين « 3 »
--> ( 1 ) . ديوان لطفعلى بيگ آذر بيگدلى ، ص 85 . ( 2 ) . همان ، ص 390 . ( 3 ) . آب روان