محمد على مجاهدى

148

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

ذكر لب تشنهء شاه شهيد * شهد شفاى دل بيمار ماست اشرف اشراف بنى فاطمه * سيد آل على المرتضىست پردهء آرايش درگاه او * پرده‌كش چهرهء جرم و خطاست آن‌كه به درگاه حسين على * روى نهاده به اميد جزاست نيتش اين است كه : كردم طواف * روضه ، جزاى عمل من سزاست مىشود البته خجل ، گر كسى * پرسد ازو : روضهء ديگر كجاست ؟ اى به رضاى تو قضا و قدر ! * وى همه كار تو به تقدير ، راست بود دلت را به شهادت رضا * نصرت دشمن ، اثر آن رضاست ورنه كجا دشمن بدكيش را * تاب مصاف خلف مصطفىست ؟ دوست چسان از تو شود نااميد * حاجت دشمن چو به لطفت رواست كار ( فضولى ) به تو افتاده است * چارهء او كن كه بسى بينواست « 1 » 12 . وحشى بافقى ( ف 991 ) زندگينامه كمال الدين وحشى بافقى از شعراى بلند آوازهء سدهء دهم هجرى و معاصر با محتشم كاشانى ( متوفاى 996 ه . ق ) است . زادگاهش در قصبهء بافق از توابع يزد بوده و در شهر يزد درگذشته است . وى از شاگردان شرف الدين على بافقى از دانشمندان به نام عصر صفوى است و در زمانهء شاه طهماسب اول ( 930 - 984 ) مىزيسته و از آغاز كار شاعرى به دربار او راه يافته و مورد توجه وى قرار گرفته است . « 2 » در ميانهء وى و برخى از همعصرانش اشعار هجوآميزى رد و بدل شده و علاقمندان به تحقيق دراين‌باره مىتوانند به ديوان وى و تذكره‌ها از جمله تذكرهء سخنوران قم به شرح حال و آثار غضنفر گلجارى قمى مراجعه نمايند . وحشى بافقى در سرودن انواع قالبهاى

--> ( 1 ) . همان ، ص 241 تا 243 . ( 2 ) . دويست سخنور ، ص 463 .