محمد على مجاهدى

129

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

تا كنم دست ظالمان كوتاه * پا به حرب استوار خواهم كرد كين خود از شما بخواهم خواست * سرِّ دل آشكار خواهم كرد شِكوه در پيش جعفر طيّار * از شما بىشمار خواهم كرد « 1 » ترجمه منظوم قسمتى از رجز على بن حسين ( عليه السلام ) منم علىِّ حسينِ على ، كه خسرو مهر * فراز تخت فلك كمترين غلام من است من از نژاد شهّىام كه قدر او مىگفت * كه : خطبه شرف سرمدى به نام من است عنان ز معركه خصم بر نخواهم تافت * چرا كه توسن تَندِ سپهر ، رام من است « 2 » 9 . بابافغانى ( ف 925 ) زندگينامه بابافغانى شيرازى از غزلسرايان بنام و صاحب سبك دوره تيمورى است . نه تنها از نام و تاريخ تولد اين شاعر نام‌آشناى زبان فارسى بلكه از شيوه زندگانى او در اوان جوانى نيز اطلاعى در دست نيست . در آغاز كار شاعرى از تخلّص ( سكاكى ) استفاده مىكرد و بعدها كه تخلّص ( فغانى ) را برگزيد ظاهرا اشعار قبلى خود را نيز به همين تخلّص تغيير داد . بابافغانى در حدود سى سالگى از زادگاه خود شيراز به هرات و خراسان و آذربايجان سفر كرد و قريب به هفده سال در تبريز و ساير شهرهاى آذربايجان اقامت گزيد و سرانجام به سال 925 ه . ق در مشهد بدرود حيات گفت . بابافغانى در مدت اقامت خود در تبريز در سلك شعراى دربار سلطان يعقوب - از امراى آق قويونلو - درآمد و به مرور زمان منزلت شايسته‌اى پيدا كرد ، ولى به خاطر افراط در عيش و بىبندوبارى تا پايان عمر با تنگدستى دست در آغوش بود و در جريان يكى از جنگها كه ديوان شعر و اندوخته‌هاى او به غارت رفت با پريشان‌حالى بيشترى روبه‌رو شد و طى نامه‌اى از تنها برادر خود كه در شيراز اقامت داشت خواست آن چه از اشعار او در شيراز نزد افراد موجود است و يا در بياض‌ها و كتابهاى آن سامان يافت مىشود بنويسد و براى او بفرستد .

--> ( 1 ) . همان ، ص 393 . ( 2 ) . همان ، ص 420 .