محمد على مجاهدى

130

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

ديوان بابافغانى بنا به نوشتهء تقى الدّين اوحدى پس از درگذشت وى تدوين شده و از سرنوشت ديوانى كه شاعر در زمان حيات خود به تدريج فراهم آورده ، اطلاعى در دست نيست . نوشته‌اند كه بابافغانى در روزهاى پايانى عمر روى به توبه آورده و از اشراقات باطنى حضرت ثامن الائمّه ( عليه السلام ) بهره‌مند شده و مورد عنايت كريمانه آن حضرت قرار گرفته است . مؤلّف رياض العارفين در شرح احوال بابافغانى مىنويسد : . . . روى نياز به درگاه ملايك پناه شمس الشّموس امام طوس آورد و در آن آستان مجاورت اختيار كرد . گويند كه چون مُحرِم حضرت امام همام گرديده ، قصيده‌اى در منقبت به سلك نظم كشيده و كارگزاران سركارِ امامت‌مدار ، در فكر سجعى به جهت مُهر مِهر آثار ، كه در نوشتجات و ارقام ، ضرور و در كار بود ، بودند . شب يكى از اهل صفا و متولّيان روضه رضا - عليه التّحية و الثّناء - در واقعه‌اى « 1 » به خدمت حضرت فيض‌ياب شد . حضرت فرمودند . كه صباح به خارج شهر رويد كه پياده ژوليده‌اى با سر و پاى برهنه مىآيد و قصيده‌اى در مدح ما گفته كه مطلع آن به جهت سجع مهر مبارك ، مناسب است . حسب الامر ، على الصّباح به استقبال رفته ، بابا را ديدند و شناختند و به عنايت بىغايت حضرت نواختند . داخل شهر شده مطلع قصيده او را سجع مهر مبارك كردند و بابا از بركت آن مجاورت از اهل ايمان و ايقان شد . . . بالفعل ( - سنهء 1087 ) كه سال تأليف لطايف الخيال است اين بيت نقش خاتمى است كه در آن آستان ملايك پاسبان زيارت نامه‌هاى زوّار به آن مزيّن مىگردد و آن مطلع اين است : خطى كه يك رقمش آبروى نُه چمن است * نشان خاتم سلطان دين ، ابو الحسن است « 2 » « . . . اما در اين زمان كه معتكف آستان قدس بود پس از شصت و اندى عمر بنا به قول تقى الدّين اوحدى مفلوج شد . . . و كم‌كم پهلو بر بستر ناتوانى و مرگ نهاد . . . و در سال 925 ه . ق بدرود زندگانى گفت و درهمان ارض اقدس به خاكش سپردند ، ليكن اكنون محل مزار وى معلوم نيست » . « 3 »

--> ( 1 ) . رؤيايى ( 2 ) . ديوان اشعار بابافغانى شيرازى ، به تصحيح احمد سهيلى خوانسارى ، چاپ دوم ، شركت نسبى اقبال و شركاء ( تهران 1353 ) مقدّمه ، ص بيست و سه ، و ص 18 . ( 3 ) . ديوان اشعار بابافغانى شيرازى ، به تصحيح احمد سهيلى خوانسارى ، چاپ دوم ، شركت نسبى اقبال و شركاء ( تهران 1353 ) مقدّمه ، ص 25 - 23 .