محمد على مجاهدى
111
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
دامنهء تأثير آثار عاشورايى در ديوان اين شاعر و عارف نامدار ، به اشعار آيينى بسيارى برمىخوريم كه از جهت ساختارى و محتوايى ممتاز است و از همين روى بايد او را در روند تكاملى شعر آيينى در زبان فارسى سهيم دانست كه شعر عاشورا يكى از زير مجموعههاى آن به شمار مىرود . برگزيدهء آثار عاشورايى در ديوان اين شاعر بزرگ ، قصيدهء شيوايى وجود دارد كه در منقبت حسين بن على عليه السلام سروده شده و داراى 44 بيت است . چون اوحدى مراغهاى در اين چكامهء رسا ، رويكردى نيز به جنبههاى ماتمى واقعهء عاشورا و مراثى سالار شهيدان دارد و پردههايى از عظمت وجودى آن حضرت را در نهايت زيبايى به تصوير كشيده است ، آن را براى ثبت در اين تذكره برگزيدهايم : اين آسمان صدق و ، در او اختر صفاست ؟ * يا روضهء مقدس فرزند مصطفىست ؟ اين ، داغ سينهء اسد اللّه و فاطمهست ؟ * يا باغ ميوهء دل زهرا و مرتضىست ؟ اى ديده ! خوابگاه حسين علىست اين ؟ * يا منزل معالى و ، معمورهء علاست ؟ اى تن ! تويى و ، اين : صدف درّ « لو كشف » ؟ * اى دل ! تويى و ، اين : گهر كانِ « هل اتى » ست ؟ اى جسم ! خاك شو كه بيابان محنت است * وى چشم ! آب ريز كه صحراى كربلاست سرها بر اين بساط ، مگر كعبهء دل است ؟ * رخها بر آستانه ، مگر قبلهء دعاست اى بر كنار و دوش نبى بوده منزلت ! * قنديل قبّهء فلكى ، خاك اين هواست تو شمع خاندان رسولى ، به راستى * پيش تو همچو شمع بسوزد ، درون راست بر حالت تو رقت قنديل و سوز شمع * جاى شگفت نيست ، نشانى ازين عزاست قنديل ، ازين دليل كه زردست و روشن است * كو را حرارت جگر ، از ماتم شماست هر سال ، تازه مىشود اين درد سينهسوز * سوزى كه كم نگردد و ، دردى كه بىدواست كار قنوت ، از دل و دست تو راست شد * اندر جهان بگوى كه : اين منزلت كراست ؟ در آب و آتشيم چو قنديل بر سرت * آبى كه فيضش از مدد آتش عناست قنديل اگر هواى تو جويد ، بديع نيست * زيرا كه گوهر تو ز درياى « لافتى » ست